تبليغاتX
رویدادهای مبارزاتی مردم ایران
 رژیم بار دیگر به تهدید جامعه بین الملل پرداخت

در حالیکه قطعنامه پیشنهادی در مورد تخلفات رژیم ملایان روی میز شورا امنیت قرار دارد، در تهران شورای امنیت ملی رژیم آخرین تلاش خود را به کار گرفته و با انتشار بیانیه ای به تهدید جامعه بین الملل پرداخته است.

این بیانیه همچون نمونه های سابق خود، بر غنی سازی اورانیوم اصرار می ورزد و می گوید که رژیم برای دسترسی به 20 هزار مگاوات برق تصمیم دارد تا بخشی از اورانیوم مورد مصرف را در داخل غنی کند. همه مشکل رژیم در برابر جامعه بین الملل غنی سازی اورانیوم است و همه کشمکشها برای توقف آن برپا شده است. اما شورای امنیت رژیم با به نفهمی زدن خود در این بیانیه می نویسد:"جمهوری اسلامی ايران از ابتدا با دريافت بسته پيشنهادی از ابتکار جديد استقبال کرده و با نگاهی مثبت و در درون کميته‌های کارشناسی داخل کشور به بررسی جدی بسته پيشنهادی اقدام کرده و در حال ادامه است."
با وجود مطرح کردن موضوع بسته پیشنهادی و اشتغال به بررسی آن بیانیه نمی گوید که بسته تشویقی مزبور در ازای توقف غنی سازی ارایه شده است در حالی که رژیم به ادامه آن اصرار دارد. در عوض شورای امنیت رژیم بلافاصله زبان به تهدید می گشاید و نویسد:"چنانچه مسير تقابل به جای مسير مذاکره انتخاب شود و در صورت هرگونه اقدام برای تحديد حقوق مسلم ملت ايران، برای جمهوری اسلامی ايران چاره‌ای جز تجديد نظر در سياستهای هسته‌ای آن باقی نخواهد ماند."


این بار اول نیست که رژیم با چنین کلماتی به تهدید می پردازد زیرا نهایت تجدید نظر آنها در این پرونده خروج از "ان پی تی" خواهد بود که آن نیز می تواند دلیلی باشد برای سخت تر کردن موضع شورای امنیت برای تحریم و یا تصمیمهای سختگیرانه دیگر. حال مشخص نیست با این همه مشکل چرا در پایان بیانیه شورای امنیت ملی رژیم آمده است:"جمهوری اسلامی ايران به دنبال تنش نيست اما اگر ديگران فضای متشنج و مشکل ايجاد کنند، در آن شرايط همه دچارمشکل می‌شوند."


آیا مشکل و تنش بیش از آنچه در منطقه وجود دارد امکان پذیر است؟


شاید منظور شورای امنیت ملی رژیم امکان آن در مرزهای کشور است.

جعفر پویه 

|+| نوشته شده توسط پیام در جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 11:0  
 قیام ملی 30 تیر گرامی باد

|+| نوشته شده توسط پیام در جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 10:56  
 قطعنامه تحریم سیاسی و اقتصادی در آستانه تصویب است

 

متن پیش نویس قطعنامه علیه رژیم ولایت فقیه در شورای امنیت در حال تصویب شدن است. این قطعنامه از رژیم می خواهد که غنی سازی را متوقف کند و پروژه آب سنگین اراک را تعطیل نماید و گرنه تحریم سیاسی و اقتصادی علیه آن آغاز خواهد شد. این در حالی است که رژیم جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را به کار گرفته است تا از طرح پرونده اش در شورای امنیت جلو گیری کند. سیاست به غایت ضد انسانی پایوران رژیم در بر افروختن جنگی ناخواسته در فلسطین و لبنان و انداختن مردم بیگناه در دهان اژدهای آدمخوار دولت تند رو اسراییل نیز نتوانست دردی از آنها دوا کند.
حزب الله لبنان و افراد حماس بنا به فرمان اربابان خود، میدان یک درگیری نا برابر را گشوده اند  که هیچ نفعی از آن برای مردم فقیر و جنگ زده منطقه حاصل نخواهد شد. بمبهای انبار شده اسراییل که بیکار مانده بود، به ناگاه به کار می آید و جنگجو های آماده هر دو طرف، به جان یکدیگر افتاده اند تا از کشور لبنان و مخروبه فلسطین چیزی باقی نگذارند.

اما با همه این آتشبازیها پرونده اتمی روی میز است و روز چهارشنبه نماینده چین و روسیه به دلیل عدم آمادگی برای تصمیم گیری در جلسه شورای امنیت شرکت نکرده اند. اما به ظاهر سیاست جنگ افروزانه رژیم ولایت فقیه این بار به جای جلوگیری از بحران، به نفتی تبدیل شده است که زبانه شعله ها را بالاتر می برد. به ضد خود تبدیل شدن این سیاست، چین و روسیه - دو مدافع رژیم - را به جایی رسانده است که برایشان بسیار سخت است با قطعنامه جدید مخالفت کنند و امکان دارد با رای ممتنع به آن "آری" بگویند؛ سیاستی که رو به رژیم می گوید علیه او "آری" نگفته است و در مجامع بین المللی به معنای همسویی تلقی خواهد شد.


به ظاهر این بار خیاط در کوزه افتاده است. آیا راه چاره ای برای فرار وجود دارد؟

جعفر پویه

|+| نوشته شده توسط پیام در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 1:24  
 از ایران تا عراق و لبنان جنگ و ننگ يا قاطعيت

دو روز بعد از آن كه احمدي‌نژاد با اعلان تكميل چرخه غني‌سازي درنطنز، بيانيه شوراي امنيت مبني بر توقف همه فعاليتهاي غني‌سازي را به سخره گرفت، روزنامه حكومتي شرق برلزوم «پل زدن» بين پروژه اتمي با مداخله در عراق تأكيد كرد و افزود: «نفوذ ايران در عراق خواهد توانست بار ديگر مثلث ايران، سوريه و لبنان را احيا كرده و منافع عاليه كشور را تضمين كند» چرا كه «جريان پرونده هسته‌يي كشور همراه با تحولات عراق، دوشادوش يكديگر در دو طرف رودخانه جاري روابط بين‌الملل در حال حركت است»(شرق 24فروردين‌84).


«رودخانه جاري» خونريزي و بحرانسازي به‌منظور فراهم كردن «فرصت بقا» براي رژيم ایران، در اين روزها از عراق خون چكان به‌جنگ شعله‌ور شده در لبنان راه برده است. تحليلگران عرب بر مداخله رژيم ايران در اين جنگ‌افروزي انگشت مي‌گذارند و آن را با تحولات پرونده اتمي رژيم ايران مرتبط مي‌دانند. يك روزنامه چاپ مسكو اين جنگ را «كارت ديگري در دست تهران براي معامله با غرب» تحليل كرده و مي‌نويسد: «آغاز جنگي جديد در خاورميانه در وهله نخست در خدمت رژيم ايران است».

 
در همزماني آغاز جنگ در لبنان با تنگناي وقت‌كشيرژیم ایران و صدور بيانيه اجلاس گروه 5+1در پاريس مبني بر ازسرگيري روند تصويب قطعنامه شوراي امنيت، چه چيز پنهان مانده است؟رژیم ایران برسر دوراهي مرگ ياخودكشي، برطبل سياست اعلان‌شده جنگ با جامعه بين‌المللي مي‌كوبند و شوراي امنيت ملل متحد برسر دوراهي قاطعيت يا جنگ و ننگ، در حال تعيين تكليف است.

 
وزيران خارجه گروه 5+1 در خاتمه اجلاس پاريس در روز 21تير اعلام كردند: «ما هيچ راهي ‌جز بازگشت به شوراي امنيت ملل متحد و ادامه روندي كه دو ماه پيش به‌حالت تعليق درآمد، نداريم».آيا نبايد پرسيد چرا اين روند متوقف شد؟ و ماحصل اين تعلل دو ماهه چه بود؟ گروه 5+1 روز
۱1خرداد در اجلاس وین تصميم به ارائه مشوقهاي فربه‌شده به‌آخوندهاي گستاخ و طمعكار گرفت. پنجاه روز پيش ازآن، يعني در فرداي روزي كه احمدي‌نژاد با اعلام تكميل غني‌سازي، به‌بيانيه مورد اجماع 15عضو شوراي امنيت جواب سربالاداد، مقاومت ایران در مقر شوراي اروپا نسبت به «ادامه تعلل و تأخير در اتخاذ يك سياست قاطع در قبال فاشيسم مذهبي» هشدار داده بود (23فروردين ـ كنفرانس مطبوعاتي در استراسبورگ).


اكنون كه آتش جنگ با تمهيد آخوندها در لبنان زبانه مي‌كشد و روند فزاينده كشتار به‌دست شبه‌نظاميان وابسته بهرژیم ایران در عراق يك جنگ داخلي را تحميل مي‌كند، بار ديگر موضعگیری دو سال پیش مقاومت ایران را بايد يادآوري كرد كه در پارلمان اروپا «تغيير توسط مردم و مقاومت ايران» را «تنها راه جلوگيري از جنگ» اعلام و تأكيد كرد كه «امتياز‌دادن به‌رژیم ایران آنها را از اهداف شومشان منصرف نخواهد كرد. به ياد بياوريم كه روز بعد از قرار داد ‌1938مونيخ، وينستون چرچيل در پارلمان انگلستان گفت: “شما بين جنگ و تسليم خفت‌بار، ننگ و تسليم را انتخاب كرديد ولي متعاقباً جنگ را خواهيد داشت”‌. بياييد نگذاريم كه تجربه مونيخ، با یک رژیم مسلح به بمب اتمي، تكرار شود».؟

 

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 14:54  
 صداي رسا

 

در زماني که رسانه هاي بين المللي پر بيننده و خواننده از اکبر گنجي خبر گزارش مي کنند، و براي آزادي خوئيني ها سينه چاک مي دهند، مادري دست استمداد به سوي «مردم شريف» دراز کرده و براي جان پسرش تقاضاي کمک مي کند.


در زماني که خوئيني ها ديري نخواهد پاييد که آزاد شده، و همانطور که اکبر گنجي توانست اجازهء خروج از کشور گرفته تا سردمدار رفورميستهاي اصلاح طلب شود، و به تبعيديان درس آزاديخواهي بدهد؛ سعيد ماسوري «ذره»، «ذره»، «ذره» به قتل مي رسد.


در زماني که فعالان حقوق بشر و فيلسوفان و سياستمداران، از اکبر گنجي به عنوان انساني آزاده نام مي برند، آزاديخواهاني چون سعيد ماسوري در انتظار طناب دار و جوخهء اعدام در نمور سلول انفرادي شب را به صبح رسانده و صبح را شب مي کنند.


به راستي، «حقيقت» را چگونه ذبح کرده اند، و چه آسان «کذب» را به جاي آن نشانده اند، و «ما» چه ساکتيم؟


من هر بار که داستان اين «راستان» را مي خوانم، از خودم خجالت مي کشم. نمي دانم شما چه احساسي داريد، ولي هميشه فکر مي کنم که ما در يک جايي و به يک دليلي داريم کم کاري مي کنيم. شايد هم نمي کنيم، و اين اقتضاي «طبيعت استقلال و آزاديخواهي» است که بايد «کم» بود، و «تنها» بود، و کسي از آزاديخواهان ياد نکند.


اگر سايت هاي وابسته به مجاهدين و سايت ديدگاه از سعيد ماسوري و فيض مهدوي و ... ننويسد، هيچ کس ديگري نمي نويسد. راديو فردا، بي بي سي،...همه ساکتند، گويي سعيد ماسوري انسان نيست. گويي زنداني سياسي نيست. واقعا اگر او زنداني سياسي نيست، چه چيزي است؟ اگر او آزاديخواه نيست، پس چيست؟

 
چرا هيچ کس، هيچ نهاد حقوق بشري از او و امثال او يادي نمي کند؟ آيا ايراد متوجه اين نهادهاست يا «ما» خاطي هستيم؟ آيا ما خاطي هستيم چون سرمان به پروژه هاي بزرگتر و در سطح وزير و وکيل مشغول است و وقت براي سعيد ماسوري ها نداريم؟ چطور مي توانيم اين تناقض را حل کنيم؟ يکي از اين «فردا ها» که ديدگاه را باز مي کنيد مي خوانيد که سعيد ماسوري اعدام شد، همانطور که خبر شهادت حجت زماني را خوانديد. چند روزي مي گذرد، و بعد فراموشي. مگر قتل عام 67 نيامد و نرفت؟ مگر آنها را بيشتر از سالي يکبار به ياد مي آوريم؟
براي آزادي ماسوري و مهدوي، و... بايد يک کار اساسي کرد.


من از اکبر گنجي و اعتصابيون انتظاري ندارم. آنها براي هدفي ديگر فعال شده اند. البته اگر بتوانند باعث نجات سه زنداني سياسي مورد نظرشان بشوند، خيلي خوب است، اما از آنها انتظار داشتن خلاف است. آنها حتي از نام بردن اين قبيل زندانيان سياسي در فراخوان شان خودداري کرده اند. آنها مي دانند چه مي خواهند، و چه نمي خواهند.


اما «ما» که هم خواهان آزادي زندانيان سياسي با نگرش و پيشينه و اهداف سياسي خوئيني ها هستيم، و هم خواهان آزادي فيض مهدوي و ماسوري، و ... کارمان خيلي سخت است. بايد همراه ديگران، براي آزادي گروه اول فعال باشيم، ولي در تنهايي براي آزادي ماسوري ها «استمداد» کنيم، و هيچ کس صدايمان را نمي شنود.


ما «صدا» نداريم. بايد «صدايي رسا» پيدا کنيم. بايد پلاتفورمي تأثير گذار داشته باشيم. پلاتفورم و صدايي «مستقل از همه، اما براي همه». بايد براي احداث اين پلاتفورم با هم يکي شويم.


علي ناظر

 27 تير 1385

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 10:50  
 سعيد ماسوری را دارند ذره ذره می کشند

 

 

متن نامه منوچهر ماسوری در ارتباط با وضعیت سعید ماسوری
سعيد ماسوری زندانی سياسی است که به مدت چهار سال است، در زندان اوين، زيز تيغ حکم اعدام است. سعيد را بعد از اعتصاب غذای زندانيان در اوين، به انفرادی انتقال داده اند. به مدت بيش از سه ماه است که سعيد در انفرادی به سر می برد. بعد از تلاشهای بسيار خانواده، بلاخره بعد از 50 روز بی خبري، به مادر سعيد اجازه دادند که وی را فقط به مدت 5 دقيقه، ملاقات کرد. در اين مدت هيچ گونه جوابی به سوالهای خانواده که چرا سعيد را به انفرادي، منتقل کردند، چرا ملاقاتها و تلفنهای وی را قطع کردند، چرا لباسها و وسايل بهداشتی که خانواده می آورند، به سعيد نمی دهند، داده نشد. خود سعيد در همين آخرين ملاقات خود به مادرش گفته، از اينها می پرسم، برای چی اينجام؟ می گويند که خودت بهتر می داني، می پرسم، به خاطر اعتصاب، می گويند،نه، و خلاصه هر سوالی می کنم، جوابی نمی گيرم و بعد از سه ما، هنوز نفهيدم که چرا در انفرادی هستم. مادر سعيد بعد از اين ملاقات اظهار داشت که سعيد را هر دفعه ضعيفتر از دفعه قبل، می بينم، نگرانم که دارند، سعيد را ذره ذره می کشند. مادر سعيد به حق نگران جان سعيد است. جمهوری اسلامی شهامت اعدام سعيد را ندارد. از سعيد به خاطر نقشش در اعتصاب غذای زندانيان و افشای جمهوری اسلامی در سطح جهان، توسط کمپين لغو حکم اعدام سعيد، به شدت عصبانی است و می خواهد از سعيد انتقام بگيرد و خودش را ازشر سعيد خلاص کند.

مردم شريف و آزاده
سازمانها و گروهها حقوق بشر
خانواده سعيد ماسوری از شما استمداد می طلبد. به جمهوری اسلامی و رهبران آن فشار بياوريد، تا سعيد را به بند خودش برگرداند. همچنين خانواده سعيد، سردرگمند و خواستار اين هستند که سعيد از بلاتلکيفی خلاص شود و مسولين امر، لغو حکم اعدام سعيد را علنآ، اعلام کنند. توقف حکم اعدام سعيد، به دنبال حمايت شما از کمپين نجات جان سعيد صورت گرفت، اينبار هم سعيد، برای نجات جانش، به حمايت و فشار شما به رهبران جمهوری اسلامی نياز دارد

با احترام.
از طرف خانواده ماسوری
منوچهر ماسوری
20050115

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 10:47  
 ماموران جمهوری اسلامی در اعتصاب غذای استکهلم
نوشته ای از مهشید

روز شنبه رفتم محل اعتصاب غذاي استكهلم. مدتي نشستم و به حرفها گوش كردم. راستش در اين گونه جمع ها معمولا شركت نميكنم. در جمع هاي سخنراني ( اگر با نظرات سخنران آشنا باشم و بدانم  كه حرفي براي گفتن داشته باشد ) شركت ميكنم و با دوستان و آشنايان در بحث و گفتگو شركت ميكنم. اما جمعي اين چنين كه اعضاي آن سياسيون كهنه كار و حرفه اي باشند  معمولا شركت نميكنم. و آنقدر دير به دير در اين مجامع هستم كه يادم ميرود چرا نبوده ام ، اين اتفاقي بود كه شنبه افتاد. وقتي به آنجا رفتم تازه به ياد آوردم چرا در اين مجامع شركت نميكنم.

 
حرفها تكراري. راه كارها همان تكرار عملكردهاي دو دهه پيش ، گيرم كه شايد گوينده ( كه عمدتا ـ چرا تعارف بكنيم ، تماما ـ مردان بودند ) با كمي آپ ديت كردن اسم راه كار رويش بگذارد. حرفهاي كهنه از طرف جمعي با ايده هاي ورشكسته.

 
آن يكي كه عضو اكثريت است و حزب چپ سوئد را هم پاي قباله اش زده و مدتي پيش در  سفارت جمهوري اسلامي كنار سفير نشسته و قصد رايزني و نظافت روابط را داشت ، امروز با حرفهاي صد تا يه غاز ، از تقسيم كار حرف ميزد ، اين يكي از پشت بام پوپوليسم به پايين غلطتيده بود و به جاي داد و بيداد همه را دعوت ميكرد كه از راديو آوا ـ اولين راديويي كه پاي سفير جمهوري اسلامي را به راديو هاي ايراني در استكهلم باز كرد و از آن پس نيز شخص راديو دار و ديگر افرادي كه در آن برنامه داشته اند همچنان دستمال ابريشمي بدست بدنبال اعضاي سفارت دوانند. ـ ياد بگيريم. حرفش اين بود كه اين راديو پر شنونده ترين است. آقا فراموش كرده بود كه عشوه ارزان هميشه خريدار بيشتري در ميان شنوندگان ساده پسند دارد. شايد بد نباشد سريال مرادبرقي كه ديدن و نديدنش هيچ فرقي به حال بيننده نميكرد را به ياد بياورد.سريالي كه خيابانهاي تهران را خلوت ميكرد.

 
دوستي صحبتي كرد و در ميان صحبت هايش به اپوزيسيون انتقاد ميكرد و ميگفت  كه آخر مگر ميشود يك نفر آدم هفته اي چهار تا مقاله در باره همه چيز بنويسد. از او خواستند مثال بزند ، او مثال آقاي بهزاد کریمی  ، مقاله نويس حرفه اي سازمان اكثريت را آورد. خانمي داد بر آورد كه : شما ميدونيد كه از نظر قانوني حق نداريد از كسي كه اينجا نيست اسم بياوريد؟

 
احتمالا به گفته ي ايشان در مورد بوش و احمدي نژاد هم نبايد حرف ميزديم ، چون در آنجا حضور نداشتند. البته شايد اينجا را تخفيفي ميدادند ، چرا كه آنها عضو سازماني كه ندانسته از آن حمايت ميكرد ـ ناآگاهي اش از همين عدم رعايت كانسپت هاي ساده گفتمان  و منطق كورش بر من آشكار بود ـ نبودند.

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 0:57  
 دسیسه های جمهوری اسلامی

 

نوشته ای از لیلا جدیدی

همه شواهد حکایت از این امر دارند که رژیم جمهوری اسلامی حتی مدتها پیش از ارایه پاسخ خود به سولانا، در پی تدارکات اقدامات پس از آن بوده است.

 

ماجراجوییها و بحران آفرینیهای یاران تروریست جمهوری اسلامی و تلافی جویی شدید و غیر انسانی اسراییل در پی آن، نمی تواند خارج از دایره نفوذ رژیم ملاها صورت گرفته باشد.

 

در هفته های اخیر مزدوران رژیم بر آتش اختلافات بین اسراییل و فلسطینی دمیده و تهاجم علیه "صهیونیستها" را تشویق می کردند. همچنین، جمهوری اسلامی اقدام به بستن قرارداد همکاریهای نظامی با سوریه کرد. وزیر دفاع سوریه این قرارداد را "جبهه مشترک علیه اسراییل" خواند. دیدارهای مکرر با سران باندهای تروریستی و تامین مالی آنها و حتی تلاش در نظامی کردن سازمان همکاریهای شانگهای و گرفتن حمایت در برابر آمریکا از دیگر نمونه های این اقدامات هستند.

 

این تلاشها برای داشتن پشتوانه ای بود که پاسخ منفی به 1+5، رژیم را بدان نیازمند می کرد.

 

احمدی نژاد روز پنجشنبه 22 تیر در سفر خود به اسکو ضمن اینکه بار دیگر هولوکاوست را زیر سوال برد، خود دو موضوع هسته ای و حمله اسراییل را به هم ارتباط داده و گفت:"کسانی که جلوی پیشرفت علمی کشورها را می گیرند برای این است که این کشورها برای رژیم صهیونیستی خطرناک هستند."

از همین رو ست که اکنون در صحنه بین المللی این رویداد که به ظاهر تقابل حماس و حزب الله با اسراییل است، رو در رویی جمهوری اسلامی و آمریکا شمرده می شود.

 

این اقدامات و قربانی شدن مردم به دست تروریستهای اسراییلی، حماس و حزب الله، خطرناک بودن بمب اتم در دست رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی را بیشتر اثبات می کند.

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 0:48  
 سوخت ترافیک در جاده تهران - دمشق

 

نوشته منصور امان

همزمان با تشدید حملات نیروهای ارتش اسراییل علیه لُبنان که در پی اقدامات تحریک آمیز گروه حزب الله لُبنان صورت می گیرد، ترافیک تبادلات سیاسی بین پایوران دو رژیم جمهوری اسلامی و سوریه، پدر خوانده های گروه مزبور نیز افزایش گرفته است.

 

دو روز پس از دیدار غیرمُنتظره دبیر شورای عالی امنیت رژیم از دمشق، صُبح دوشنبه آقای مُتکی نیز به طور ناگهانی برای گفتگو با رهبران سوریه راهی این کشور شُد. در حالی که جمهوری اسلامی تلاش دارد این سفر را با درخواست مُستقیم نخُست وزیر ایتالیا از رژیم مُلاها برای حل بُحران مُرتبط جلوه دهد اما به نظر می رسد علاقه دو طرف بیشتر متوجه آرایش و هماهنگی اقدامات خود در نظر به شرایط نه چندان مطلوب کنونی باشد.

 

شتاب پایوران دو حکومت در چاره جویی بی دلیل نیست، تمام نشانه ها بیانگر آن است که گروه دست نشانده جمهوری اسلامی و سوریه در لُبنان، این بار به بالاتر از هدف شلیک کرده است. واکُنش گُسترده اسراییل به ماجراجویی نظامی حزب الله که تقریبا با گُذشت هر ساعت ابعاد وسیع تری می یابد، حتی برای رووسای آنها در دمشق و تهران نیز پیش بینی پذیر نبود. این فقط شدت ضربات اسراییل علیه حزب الله در جنوب لُبنان و پایتخت آن بیروت نیست که آنان را نگران می سازد، مُهمتر زمین هموار بین المللی است که ماشین جنگی رژیم اسراییل روی آن به حرکت در آمده است.

 

یورش نظامی اسراییل به لُبنان، مساله نفوذ تنش بار رژیمهای سوریه و ایران در این کشور را که با مُخالفت آمریکا و اروپا روبرو است، با فشاری مرگبار به سطح پرتاب کرده است. در این میان حتی کشورهای عربی نیز با صراحت بیشتری ناخرسندی خود نسبت به دستاویز قرار داده شُدن لُبنان برای جنگ نمایندگی توسط سوریه و جمهوری اسلامی را ابراز می کُنند.

درخواست گروه 8 از رژیم مُلاها و حکومت سوریه برای خاتمه دادن به بُحران کنونی که همچنین به طور جداگانه از سوی پایوران کشورهای عضو این گروه تکرار شُده است، تنها یک تقاضای فی نفسه نیست؛ آیت الله خامنه ای و آقای بشار اسد دلایل خوبی دارند که آن را یک هُشدار مُحترمانه ارزیابی کُنند.

 

ترکیب خطرناک اقدامات نظامی اسراییل و فشار سیاسی اروپا و آمریکا، سوخت رفت و آمد در جاده تهران – دمشق را تامین می کُند.

 

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 و ساعت 0:22  
 جنگ و سیاستهای ماجراجویانه رژیم

 

به نوشته زینت میرهاشمی


در حالی که مردم بی دفاع نوار غزه، فلسطینیها و لبنان زیر بمباران ارتش اسرائیل از بین می روند، جمهوری اسلامی با ادامه سیاستهای مداخله گرانه اش به فراگیرتر شدن آشوب ناشی از جنگ یاری می رساند. جنگی که محصول سیاستهای قدرتهای حاکم در این منطقه است بیش از هر چیز مردم بی دفاع را مورد تهاجم و نابودی قرار داده است.

 
در این میان نیروهای صلح طلب در هر کدام از این مناطق ضمن مخالفت با جنگ نتوانسته اند آشوبها را مهار کنند. سیاستهای جنایتکارانه دولت اسرائیل و نیز حمایت امپریالیسم آمریکا از آن، تا کنون به سرکوب مردم و نیز رشد حماس و بنیادگرایی در این منطقه یاری رسانده است. جمهوری اسلامی که از حزب الله لبنان و حماس به طور مستقیم حمایتهای مادی و معنوی می کند بدون شک در چنین شرایط و اوضاع و احوالی جای پای خود را در این جنگ نشان می دهد. حمایت فعال رژیم ایران از نیروهای ارتجاعی منطقه هیچ نفعی برای مردم ایران ندارد. رژیم ولایت فقیه که در زایش بحران به حیات خود ادامه می دهد بیش از هر زمان روی شرایط ناپایدار و بحرانی حساب باز کرده تا در فضای بحرانی بتواند از فشاری که روی مسإله انرژی اتمی روی آن است برای مدتی بیرون بیاید. موضع گیریهای چند روز اخیر پایوران رژیم در رابطه با شعله ور کردن آتش جنگ در منقطه بسیار روشن است. از امامی کاشانی در نماز جمعه تهران تا محمود احمدی نژاد و سرانجام ولی فقیه، همه در جهت تحریک جنگ و مداخله است. خامنه ای در سخنرانی روز یکشنبه 25 تیر خود از حزب الله دفاع مستقیم نموده و آنان را بازوی مقتدر اسلام دانست. تعدادی از استشهادیون از ایران برای جنگ با اسرائیل روانه لبنان شده اند.


محسن اژه ای وزیر اطلاعات اعلام کرد که در صورت حمله به ایران منافع آمریکا را در همه جای دنیا مورد تهدید قرار خواهد داد. سیاست رژیم در برابر کشورهای غربی و آمریکا در رابطه با مسأله انرژی اتمی کش دادن پرونده و استفاده از زمان است. رژیم سعی می کند از جریان آشوب و جنگی که در منطقه ایجاد شده در راستای سیاست استفاده از زمان و تبدیل تهدیدها به فرصتها برای دستیابی به منافع نظامش که هیچ خوانایی با منافع مردم ایران ندارد، استفاده کند.

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 12:59  
  يك دپيلومات ايراني در استكهلم همكارانش را با سلاح تهديد كرد

پليس سوئد: يك دپيلومات ايراني در استكهلم همكارانش را با سلاح تهديد كرد

به گزارش خبرگزاري فرانسه يك ديپلمات – تروريست درسفارت رژيم در سوئد به روي همكارانش سلاح كشيد و آنها را تهديد كرد. آنها پليس را خبر كردند.

خبرگزاري فرانسه 17 تير 85 - استكهلم- يك دپيلومات رژيم ايران همكاران خود را با سلاح تهديد كرد. سخنگوي پليس گفت او همكاران خود را با سلاح تهديد كرد ولي كسي زخمي نشد, انگيزه اين تهديد مشخص نيست.
كارمندان سفارت رژيم ايران, پليس سوئد را خبر كردند. سخنگوي پليس گفت: اين ديپلومات كه هويت وي اعلام نشده بعد از اين تهديد سفارت را با ماشين خود ترك كرد اما بلافاصله توسط پليس درخانه اش در حومه استكهلم پيدا شد.
پليس نمي توانست او را دستگير كند و مورد بازجوي قرار دهد چون داري مصونيت ديپلومايتك بود. سخنگوي پليس افزود او به بيمارستان برده شد چون حالش خوب نبود. كاركنان سفارت براي پاسخگويي در دسترس نبودند.

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385 و ساعت 1:43