تبليغاتX
رویدادهای مبارزاتی مردم ایران
 دور جدید بحران هسته ای آغاز می شود
دور جدید بحران هسته ای آغاز می شود

پس از کش و قوسهای بسیار بر سر تاریخ پاسُخ به بسته پیشنهادی گروه 1+5، امروز جمهوری اسلامی نظر رسمی خود را در این باره اعلام خواهد کرد. مُستقل از این که پاسُخ مزبور چگونه به نظر برسد، گام ناگُزیر رژیم مُلاها، حلقه ی مُحاصره گرد پروژه اتُمی آن را تنگ تر خواهد کرد. و این یکی از انگیزه های اصلی اصرار جمهوری اسلامی بر هر چه به عقب تر انداختن اعلام موضع خود در برابر پیشنهادهای گروه مزبور بوده است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 و ساعت 0:21  
 نفی جنایت، از نو-فاشیستها تا جمهوری اسلامی
نفی جنایت، از نو-فاشیستها تا جمهوری اسلامی

 

 در اوایل هفته جاری، تلویزیونهای گوشه و کنار جهان مصاحبه ای را پخش کردند که خبرنگار آمریکایی برنامه "60 دقیقه" با رییس جمهور رژیم انجام داده بود. نداشتن حتی پایه ای ترین اطلاعات سیاسی مربوط به ایران و رژیم جمهوری اسلامی از جانب خبرنگار که تنها با چند سوال از پیش طرح شده به میان آمده بود، سبب شد که دست نشانده خامنه ای از فرصت به دست آمده سود جسته و به تبلیغ جنگ، کشتار، بنیادگرایی و بار دیگر انکار واقعیت هولوکاست بپردازد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 15:39  
 تهدید به مراسم خودزنی
تهدید به مراسم خودزنی

دری نجف آبادی، متهم ردیف اول قتلهای زنجیره ای روشنفکران که سمت دادستانی کل کشور را به عهده دارد، طی مصاحبه ای اعلام کرد:"جهانبگلو خودش اعلام آمادگی کرده که مصاحبه‌هایش در اختیار مردم قرار گیرد و در این اعترافات اعلام کرده که دچار اشتباه شده و عذرخواهی کرده است." با این جملات، سر دسته باندهای آدمکش وزارت اطلاعات چند نشانه را با یک تیر هدف گرفته است.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 11:0  
 از بُحرانی به بُحرانی دیگر
 از بُحرانی به بُحرانی دیگر

پس از رقص شادی بر جنازه کشته شدگان در ویرانه های لبنان، در پایان بی شرمانه پذیرایی با نقل و تبریک و فاتحه، پایوران رژیم جمهوری اسلامی به جای خویش بازگشتند و موضع جدید خود بر روی پرونده اتمی را اعلام کردند.
با حساب سرانگشتی و نگاه به آنچه که به کف آورده اند، محافل توطئه گران و بحران سازان جنگ افروز، سود و زیان یک ماهه در لبنان را این گونه می بینند که از زبان منوچهر متکی وزیر امور خارجه اعلام کنند:"موضوع تعلیق فعالیتهای هسته‌ای می‌تواند در گفت وگو با اروپا مورد بحث قرار گیرد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 و ساعت 0:44  
 5=2+2
5=2+2

فکرکنم جرج اورول در کتاب 1984، که در بارهء هژموني دولتهاي حاکم بر سرنوشت روزمرهء شهروندان است، در گوشه اي چنين بحث مي کند که اگر براي لحظه اي، فقط براي لحظه اي، تمام داده هاي لوژيک و منطقي (2+2=4) که اصول رياضي بر آن استوار است  را ناديده بگيريم، و بعنوان داده اي پايه اي، بپذيريم که 5=2+2 است، آنوقت بسياري از جمع بندي هاي امروز اينگونه که هست، و يا تمام خواست ها و اهدافي که امروزه بر روي ميز وجود دارد، ديگر موضوعيتي نداشته، بلکه انتظار از هر مقوله مي بايستي بازبيني بشوند. بايد به مسائل به شکل ديگري نگريست.
نظردهندگاني که جنگ لبنان را مورد بررسي و تحليل قرار داده اند، گويي براي لحظه اي، فقط براي لحظه اي، به اصل پايه اي توجه نکرده، و براي پيشبرد مبحث مورد نظر خود از پيش فرض تحليلي (5=2+2) استفاده کرده، و به اين نتيجه مي رسند که حزب الله در لبنان نيروهاي مقاومت مردمي بوده اند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 12:9  
 جشن با شیرینی دستپُخت ولی فقیه



جشن با شیرینی دستپُخت ولی فقیه

 

رژیم ولایت فقیه، پاسداران و بسیجیهای "لباس شخصی" را شیرینی به دهان و دست بر موتورسیکلت به بالا و پایین رفتن از خیابانهای تهران مامور کرده است. همزمان، صدا و سیما نیز با پخش مارش نظامی و پیام شادباش رهبران "نظام" به مُناسبت "پیروزی عظیم حزب الله"، موزیک متن این سیرک سیار را زخمه می کشد. اما این همه، مانع شنیدن نغمه های بدآهنگی که کمتر فاتحانه به گوش می رسد، نمی شود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 1:27  
 ناگُزیری برخورد دوگانه با قطعنامه لُبنان
ناگُزیری برخورد دوگانه با قطعنامه لُبنان

رهبران و پایوران جمهوری اسلامی قطعنامه شورای امنیت در مورد لُبنان را از یک طرف "یکجانبه و مُتناقض" می دانند و از طرف دیگر، صدور آن را "پیروزی" مُعرفی می کُنند. با این وجود به نظر می رسد (دستکم در این باره) مواضع ناهمگون رژیم مُلاها، زیر ساخت یکسانی داشته باشد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 11:26  
 راه بندان کودتا و آواز در تاریکی

راه بندان کودتا و آواز در تاریکی

پدرم مصدقی دو آتشه بود. داداشم آقا مصطفی هم که من میخواستم پی او نو بگیرم، افتاده بود تو همین خط. البته به اندازه ی بابام داد و قال نمی کرد.شور و فتورش هم آنچنان زیاد نبود.اما خیلی سرش تو کار بود. بخصوص سال آخر حکومت مصدق که اوج فعالیت سیاسی مردم بود، مصطفی وارد کار تشکیلاتی شده بود. با حسن آقا که قبلا توصیفش کرده ام کار میکرد.خیلی زبر و زرنگ بود . من هم با این که سن و سالم باندازه ی وارد شدن به این کارها قد نمیداد ولی بخاطر فضای حاکم بر جامعه سعی میکردم خودم را یک پا تشکیلاتی نشون بدهم. در عوالم بچگی خودم را مبارز میدونستم. اما کودتا تقریبا همه ی کاسه کوزه های تصوراتم را درب و داغون کرد.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 9:49  
 آغازی بر پایان جنگ

آغازی بر پایان جنگ

اعضای شورای امنیت سارمان ملل روز شنبه 21 مرداد پس از یک ماه جنگ خونین و گسترده اسرائیل و حزب الله در لبنان، به اتفاق اراء قطعنامه 1701 را به تصویب رساندند.  این قطعنامه «توقف اعمال خصمانه و جنگی در این کشور» را لازم می شمارد. آنش بس، استقرار نیروهای ارتش لبنان و نیروهای سازمان ملل در مرز لبنان و اسرائیل و نیز خروج اسرائیل از مناطق اشغالی از جمله مواد آن است. در یک ماه اخیر بیش از هزار نفر از مردم بی دفاع و غیر نظامی در جنگی ویرانگر جانشان را از دست دادند. لبنان تبدیل به ویرانه ای شد که رنج آن سالهای طولانی بر مردم این کشور سنگینی خواهد کرد.

  


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پیام در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 17:2  
 رژیم و آتش افروزی در جنگ لبنان
تصميمات پشت پرده سران رژيم آخوندي براي جنگ افروزي در لبنان

به گزارش سايت ايران اسرار: حسن خمينی, نوه خمينی با محمل زيارت حرم حضرت زينت در 10 تا 15 تير ماه 85 به دمشق مسافرت كرد. درهمان زمان چند نفر از مسئولين حزب الله با پوش ديدار با احمد خمينی نيز به دمشق آمدند. علی لاريجانی دبير شورای امنيت رژيم در روز 13 تير (4 ژولای) كه با سولانا قرار بود روی بسته پيشنهادی ملاقات كند و بهانه اينكه پارلمان اروپا خانم مريم رجوی را دعوت كرده به اين مسافرت نرفت, مخفيانه وارد دمشق شد.


رحيم صفوی فرمانده سپاه پاسداران و فيروز آبادی رئيس ستاد ستاد كل نيروهای مسلح نيز مخفيانه به دمشق آمدند و در روز 13 تيرماه در سفارت رژيم در دمشق جلسه ای با حضور حسن اختری سفير ويژه رژيم در دمشق و نماينده خامنه ای تشكيل دادند. در اين جلسه يك ارزيابی نظامی و سياسی از طرح حمله حزب الله به اسرائيل و شروع جنگ بين آنها بعمل آمد و قرار شد كه حزب الله آماده عمليات باشد.
علي لاريجانی پس از ملاقاتش در 20 تيرماه 85 (11 ژوئيه 2006) با سولانا (كه سولانا از نتايج آن اظهار تأسف كرد) از بروكسل به دمشق رفت. ابتدا با نايب رئيس جمهور سوريه ملاقات كرد و هماهنگی ها و موافقت های با سوريه را انجام داد و سپس در سفارت رژيم در دمشق با يكي از مسئولين حزب الله ملاقات و فرمان شروع جنگ را به وي ابلاغ كرد .

|+| نوشته شده توسط پیام در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 و ساعت 23:45  
 جنایات و مماشات ادامه دارد !

 

شهادت اکبر محمدی اولین  و آخرین جنایت رژیم جنایت کار آخوندی نبوده و نیست  ، جنایات از همان روزهای بعد از  قیام 57 شروع شده است ، و هیچ توقفی نداشته است شهادت محمدرضا سعادتی  ،ترور دکتر سامی و دستگیری آقای امیر انتظام وزیر خارجه دولت بازرگان بعنوان جاسوس شوروی سابق  و دستگیری جوانان  در جریان تظاهرات های کارگری (اول می) از طرف گروه های پیکار و راه کارگر در روزها و ماه های بعد از قیام  58 در تهران  و شهرستان های بزرگ ایران آغاز شد ،و تا حمله های وحشیانه به تظاهرات آمل در سال 59 که منجر به شهادت تعدادی از مجاهدین شد (یعنی رژیم قبل از30 خرداد 60 کشتار را شروع کرده بود )در آن روزها همین اصلاح طلبان امروز ی مثل هادی غفاری / سعید حجاریان و خلخالی  موسوی تبریزی و... قاتلان و جنایت کاران آن دوران بودند ! و این جنایت  همچنان ادامه دارد.



در اردیبهشت 59 سرکوب جنبش دانشجویان که طرح آنرا شخص خمینی  ریخته بود توسط حزب جمهوری اسلامی تحت انقلاب فرهنگی به اجرا در می آید . اولین نتیجه این انقلاب فرهنگی  شهادت یک دانشجو در دانشگاه تربیت معلم است . که بعد ها خمینی دستور تعطیلی دانشگاهها را صادر می کند .  


در 30 خرداد60 13تظاهرات نیم میلیونی مجاهدین که با اجازه رسمی برگزار میشد با حمله مزدوران و گله پاسداران رژیم مواجه می شود به دهها نفر از جوانان و نو جوانان  مجاهد درسطح شهر تهران بزرگ  حمله می شود در این روز خود شاهد بودم که رژیم با آوردن چماقداران و پاسداران مسلح ا برای درگیری آمده بودند.   درگیریها در تهران از اطراف دانشگاه به خیابانهای تخت جمشید و  میدان فردوسی و خیابان انقلاب و... کشیده میشود و دهها نفر در این درگیری ها  کشته و.   هزاران نفر زخمی می شوند تعداد زیادی در  این روز دستگیر و راهی  زندانها ی اوین و کمیته های سرکوب می شوند که منجر به شکنجه و اعدام صدها نفر از بهترین فرزندان ایران زمین میشود.


در جریان این بگیر و ببند ها حجاریان تئوری سین دوم خردادی ها  در جوادیه و نازی آباد خانه به خانه بدنبال فعالان سیاسی می گردد و گروه گروه  از جوانان بیگناه را از خانه های شان بیرون می کشد و راهی اوین میکند (وی خودش در مصاحبه با باقی این جنایات را یک کار انقلابی می داند )


خلخالی در این میان بیکار نبود و  درپی حمله  به بیمارستانهای تهران (مثل فیروز گر ) ، مجروحان را از  زیر سرم بیرون می کشید و آنها را راهی زندان اوین میکرد . (یکی از پرستاران ب – فیروز گر میگفت  در صندوق عقب پیکان تا 9 نفر از مجروحین را جا می داد . )


از این تاریخ  رژیم زنجیر پاره می کند و به دستگیری  گسترده  مبارز ین و مجاهدین در سراسر کشور اقدام می کند .


 با درنده تر شدن رژیم  ، از این تاریخ مبارزه مردم شکل نیم علنی  به خود  میگیرد و در واقع مبارزه از فاز سیاسی به فاز نظامی وارد می شود  .در پنجم مهر 60 دریک تظاهرات مسلحانه که برای اولین بار شعار مرگ بر خمینی انجام شد رژیم گله پاسداران ش را به خیابان می آورد که منجر به کشته شدن تعدادی از آنها می شود ( پاسدار رجب بیگی از طنز نویسان رژیم از زمره کشته شده ها بود ) از این زمان به بعد مبارزه مخفی ادامه بیدا می کند .ولی حرکتهای مردمی در شهرهای اراک (30 اردیبهشت 71 ) و مشهد (9 خرداد 71 ) و شیراز و تبریز و...ادامه می یابد .


 در ادامه سرکوب در دانشگاه ها  ، جنبش دانشجویی تقربیا تا 18 تیر  خاموش می شود ، ولی در 18 تیر 78  سرآغاز دیگری است که می توان گفت نسل سوم بود که رهبری این جنبش را بدست گرفت ، که اکبر محمدی یکی از این رهبران بود که جان خود را در این راه گذاشت .(اتحادیه ملی دانشجویان )


18 تیر یکی از تاریخی ترین روزهایی است که بساط هر گونه مماشات و شعارهای  دروغین از نوع اصلاح طلبی را برهم زد .


اگر مماشات نیروهای داخلی نبود و اگر مماشات  کشورهای  اروپایی با رژیم نبود و اگر حمایت های خارجی از رژیم نمیشد و اگر  از این حرکتها ی مردمی  و دانشجویی حمایت می شد و نیروهای داخل دست بدست یکدیگر می دادند رژیم را در آستانه سرنگونی قرار داده بودند . ولی هیهات که جوامع بین المللی  هم به خاطر منافع خود هیچگاه به حرکتها مردمی پاسخ مثبت نداده است .


18تیر از محدود حرکتهای جنبش دانشجویی است که شش روز به طول انجامید و دنیا را خبردار کرد و کار تا آنجا پیش رفت که عربده های خامنه ای روبه خاموشی رفت و جلوی دوربین تلویزیون به غلط کردن های خود اعتراف کرد و اعلام کرد : « مردم و جوانان صدای شما را شنیدم »  که مردم آنرا با صحبتهای شاه در قبل از قیام 57 مقایسه می کردند که گفته بود : مردم صدای  انقلاب  شما را شنیدم ، چه شد که آن رژیم وابسته را آن  جنبش بر زمین زد ؟ و این یکی با این همه جنایت تا کنون با کمر شکسته برجا مانده است ؟


چه شد که این جنبش بزرگ دانشجویان با هجوم گله پاسداران به خوابگاه  آنها منجر به سرکوب شد ؟ آیا فرقی بین این دو رژیم اسلامی و شاهنشاهی  وجود داشت  و این اختلاف  در وابستگی  آنها به غرب است  یا به سرکوب بیشتر ؟ شاه صدای انقلاب را شنید و سرنگونی را احساس کرد و چمدانها را بست و از کشور بیرون رفت (یا بیرونش بردن)ولی رژیم آخوندی صدای انقلاب را بارها شنید ه، ولی بر نیروهای سرکوبش افزود و با خود عهد کرد ه تا آخرین نفر را دستگیر و به قتل برساند و از طرفی حمایت های غرب را هم دائما به همراه داشته است .


شاه را با طرح  امریکایی و حمایت اروپایی ها با  این طرح تصمیم گرفته بودند از حکومت خلع کنند (کنفرانس گوادولپ ) یعنی در واقع همه صحبتها شده بود و خط بطلان بر مماشات کشیده بود ، شاید شاه بیرون رفتن از کشور  را ترجیح می داد ! ولی مماشات اروپایی ها و گاهی آمریکا  آخوندها را هار تر و درنده تر کرده وبا پشت گرمی هرچه بیشتر به جنایات خود نه تنها در ایران که در همه جای جهان ادامه می دهد. در واقع خود اروپایی ها هم برای بقای این جرثومه ، کمکها و تلاش های بیدریغ خود را نه تنها  هیچگاه قطع نکرده اند ، که گاهی اوقات بیشتر هم کرده اند .


7 سال از ماجرای 18 تیر می گذرد و هر روزی که  میگذرد مماشات با این رژیم بیشتر میشود ، ده ها نفر از دانشجویان هنوز زیر شدیدترین فشار های رژیم هستند ولی هیچ دولتی نه تنها از مردم و دانشجویان حمایت نکرده است بلکه اپوزسیون خارج کشور را هم زیر فشار قرار داده اند .


 مماشات تا حدی است ، با اینکه  رژیم دنیا را به بازی گرفته است  بخاطر روابط اقتصادی حاضرند هر گونه جنایت و اعمال تروریستی اش را نا دیده بگیرد ، قراردادهای اقتصادی دولت خاتمی خود نمونه بارز این مماشات است که اروپا خصوصا آلمان ایتالیا و فرانسه گل سرسبد این کشورها هستند که رژیم آخوندی را با وجود این همه جنایات حمایت میکنند تا همچنان به سرکوب در داخل کشور ادامه بدهد .


اروپا حتی به آمریکا نشان داد که قصد برخورد با این رژیم را ندارد و خاطر نشان کردن که دیپلماسی ما  هم از راه حلهای شما ( آمریکاییها ) صحیح تر است ، به همین خاطر آمریکا مشوق ها را پیش کشید  و در این راستا مشغول لاس زدن با رژیم بود  و تا جواب از رژیم دریافت کند آخوندها جنگ دیگری در لبنان  براه انداختند ،حال اروپا و آمریکا و اسرائیل  چنان مشغول جنگ و مسائل خاورمیانه شده اند که مسئله ایران که روی میز سازمان ملل و شورای امنیت قرار داشت موضوع  دوم آنها شد ه است  و بار دیگر به جهان ثابت شد که هنوز هم این رژیم درنده خوی را نشناختند!


 رژیم هم از این موقعیت در  داخل کشور ، فشار را به روی مردم  خصوصا زندانیان سیاسی زیاد کرده و قصد دارد یکی یکی همه را از بین ببرد (زندانی بعدی باطبی است )


دوباره ثابت شد که این رژیمی نیست که بتوان با مماشات و راه حلهای دیپلماسی با آن کنار آمد ! بعد از تحریک حزب الله در لبنان ، مجددا تصمیم گرفته شد پرونده ارجاع شده  به سازمان ملل بعد از کمی خاک خوردند دوباره اکتیو شود و به همین خاطر می خواهند تنبیه ها  را شروع کنند  البته تنبیه هایی  که به مردم فشار نیاورد ! جالب است ، آنها فکر می کنند در حا ل حاضر فشار روی مردم ما کم است و مردم در کمال رفاه هستند ! آیا واقعا نمی دانند در ایران چه هیولایی حکومت می کند ، آنها نمی دانند در زندان های ایران چه خبر است نمی دانند که سیاست مماشات با خاتمی اثر بخش نبوده است و شاید هم فکر می کنند اثر بخش بوده و بعد از هشت سال  از اثر بخشی اصلاحات خاتمی است که از درونش پاسداری به نام  احمدی نژاد بیرون آمده است .


نتیجه رفرمیستی که غربیها به آن اعتقاد داشتند احمدی نژاد است ، کسی که حتی یک ملاقات ساده با آن نمی توانند داشته باشند، بعد از گذشت یک سال   یک دعوت رسمی از او به عمل نیامده است و حتی به نامه های صوفی گرایانه اش جواب نمی دهند و او را به مسخره می گیرند پس چطور می خواهند یک راه حل سیاسی بیابند ؟


زمانی که احمدی نژاد را بر سر کار آوردن گفتیم و نوشتیم بابا از یک پاسدار جز اعدام و  سرکوب چه انتظاری دارید که این قدر لیلی به لالای این رژیم می گذارید ؟


رژیم در زندان هایش جنایت می کند و این نشان از وحشتی است که گریبان رژیم  را گرفته  است ، اعدام حجت زمانی  - اکبر محمدی و شکنجه فیض مهدوی و ناپدید شدن احمد باطبی و اعدام های گسترده در آذربایجان و امروز که این مطالب نوشته می شود دهها نفر از روحانیون از جنس خودشان ولی با مخالفتهای سطحی در زندان های رژیم زیر فشار قرار گرفته اند  و سکوت اروپا درقبال این اعمال وحشیانه نشان از این دارد که اروپا حاضر نیست که از منافع خود ذره ای پایین بیاید !


جنگ افروزی رژیم  و سیاست های  کنونی ش درست مثل زمان جنگ ایران /عراق عمل میکند یعنی داخل را با بسیج نیرو به طرف لبنان  و فلسطین فعال کرده و به سرکوب مردم  و اعدام زندانیان ادامه میدهد رادیو و تلویزیونهای آنها هم  آتش بیار معرکه شده اند وبا نمایش حزب الله و نصرالله  جان را به لب مردم رسانده اند!


  درسطح  بین المللی درحالی که جبهه عراق را فعال نگه داشته و سوءاستفاده هایش را می کند جبهه دیگری در لبنان  با کمکهای فراوان  به حزب الله ، آنها را وارد جنگ با اسرائیل کرده است که تا کنون با اغراق از طرف خود رژیم در حمایت  ازحزب الله هیچگونه بر خوردی از طرف سازمان های بین المللی با این رژیم تروریست پرور  نشده است و باز چندی بعد در فکر مماشات بیشتر با این رژیم ضد بشری هستند و باز سرکوب دانشجویان و مردم زحمت کش ایران ادامه خواهد یافت .

 

تنها را مبارزه با این رژیم خونخوار همبستگی  تمامی نیروهای سرنگونی طلب در داخل و خارج کشور است


و حمایت از اپوزسیون سرنگون طلب و طی طریق راه حل سوم (نه حمله نظامی و نه مماشات با رژیم ) است که اپوزسیون خارج کشور ارائه داده است .

 

عباس رحمتی

|+| نوشته شده توسط پیام در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 19:25  
 جمهوری اسلامی نگران تحولات دیپلُماتیک در لُبنان

 

یک روز پس از نشست وزیران خارجه 22 کشور عربی در بیروت و اعلام پُشتیبانی آنها از طرح صُلح نخُست وزیر لُبنان، ولی فقیه جمهوری اسلامی به شدت به کشورهای عربی حمله ور شُد و آنها را به "سُکوت"، "نظاره گری" و "مُلاحظه آمریکا و قُدرتهای استکباری" مُتهم کرد.

آیت الله خامنه ای با نگاه به چشم انداز تلاشهای بین المللی برای خاتمه بُحران لُبنان – اسراییل که خلع سلاح گروه دست نشانده رژیم وی را روی میز گُذاشته است، تلاش کرد این خواست را حاصل "اختلاف شیعه و سُنی" جلوه دهد. وی در این رابطه گُفت:"ایجاد اختلاف میان شیعه و سُنی از ابزارهای همیشگی دُشمنان برای زمین گیر کردن مُسلمانان است." روز گُذشته نیز حُجت الاسلام رفسنجانی با اشاره به تحرُک دیپلُماتیک کشورهای عُضو اتحادیه عرب برای یافتن راه حلی برای مساله لُبنان، از "ایجاد یک جبهه سوم علیه ایران اسلامی" خبر داده بود.

رهبران جمهوری اسلامی نگرانی خود از احتمال کاهش نفوذ "نظام" در لُبنان را در حالی ابزار می کُنند که با گُذشت هر روز بیشتر از بُحران کنونی، گروه تحت اُلحمایه و ابزار نفوذ آنها در این کشور، بیشتر از پیش برای پذیرش حاکمیت دولت لُبنان تحت فشار قرار می گیرد. در همین راستا، روز سه شنبه وزیر دفاع لُبنان از مُوافقت حزب الله با "اعزام نیروهای ارتش لُبنان به جنوب این کشور" خبر داد. آقای الیاس المر تاکید کرد:"این تصمیم به اتفاق آرا و بدون هیچ گونه مُلاحظه ای در کابینه گرفته شُد."

واکُنش خشمگینانه ولی فقیه جمهوری اسلامی نسبت به تحولات دیپلُماتیک در بُحران لُبنان – اسراییل، نشانه روشنی از تلاش رژیم مُلاها برای خرابکاری و دست کم متوقف نمودن این روند می باشد. همزمان، دولت اسراییل نیز طی روزهای گُذشته به گونه تامل پذیری بر شدت حملات نظامی خود علیه لُبنان افزوده است.

منصور امان 

|+| نوشته شده توسط پیام در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 و ساعت 16:2  
 ادامه اعتراضات رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
به نقل از سایت همبستگی ملی

روز دوشنبه رانندگان شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در تمام نقاط تهران در اعتراض به اخراج جمعی از همكاران خود چراغهای خود را روشن نگاه داشتند.

 
یكی از رانندگان شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به خبرگزاری حكومتی ایلنا گفت: سوال ما این است كه با وجود گذشت نزدیك به 6 ماه از اخراج رانندگان, آیا زمان رسیدگی به پرونده رانندگان اخراجی فرا نرسیده و این كه بلاتكلیفی همكاران ما تا چه زمانی ادامه خواهد یافت.

 
رژیم ضدكارگری آخوندی، كه از گسترش اعتراضات نگران است، به رانندگان شركت واحد ابلاغ كرده بود كه اگر مردم درباره علت روشن نگاه داشتن چراغ اتوبوس در طول روز سؤال كردند، بگویند در اعتراض به جنگ لبنان یا به مناسبت روز پدر چراغ اتوبوس ها روشن است.

 
بنا به خبر دیگری رانندگان اخراج شده شركت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه شنبه و یكشنبه در مقابل اداره كارشرق تهران در خیابان هنگام تحصن كرده و خواهان بازگشت به كار بدون قید و شرط شدند.
مأموران نیروی انتظامی و امنیتی در وحشت از گسترش این حركت اعتراضی در این محل مستقر شده بودند تا مانع پیوستن مردم به جمع تحصن كنندگان، كه ماه هاست حقوق دریافت نكرده اند، بشوند.

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 و ساعت 22:9  
 دام گذار در تله

تمامی شواهد بیانگر آن می باشد که جمهوری اسلامی تا کمر در چاله جدیدی که در لُبنان گود کرده، فرو رفته است. نشست وزیران خارجه کشورهای عُضو اتحادیه عرب در بیروت که روز دوشنبه به منظور پُشتیبانی از طرح هفت ماده ای فواد سنیوره، نخُست وزیر لُبنان برگُزار شُد، ادامه مسیر این حٌفره را برای رژیم مُلاها و دست نشاندگان بومی آن نشانه گُذاری کرده است.

 

طرح آقای سنیوره در کنار تقاضای آتش بس فوری و خروج اسراییل از مناطق تحت اشغال خود، خلع سلاح حزب الله و استقرار نیروهای مُسلح دولت لُبنان در جنوب این کشور (که تا کنون زیر کُنترل جریان مزبور قرار داشت) را نیز در بر می گیرد. همچنین نخُست وزیر لُبنان خواستار افزایش دامنه ماموریت نیروهای سازمان ملل در جنوب این کشور و گُسترش آن به اقدامات نظامی اضطراری شُده است.

 

این طرح که از سوی اکثریت احزاب و محافل سیاسی لُبنان به عنوان بیان کُننده منافع ملی کشور مورد استقبال واقع شُده است، باند مُسلح حزب الله و پیرو آن، حامیانش را در موقعیت شکننده و دُشواری قرار می دهد. در حالی که جریان مزبور تلاش دارد وابستگی خود به رژیم مُلاها و ایفای نمایندگی منافع آن را مُنکر شود، رد مُستقیم طرح سنیوره و سر برتافتن از پذیرش نتایج عملی آن، جایگاه واقعی گروه حسن نصرالله در چارچوب سیاسی لُبنان را با پُرسشهای بیشتری روبرو خواهد ساخت.

 

در همان هنگام که جریان حزب الله به اجبار رویکرد مُحتاطانه ای در برابر ابتکار نخُست وزیر لُبنان گرفته و به "داشتن مُلاحضات در باره دو بند آن" بسنده می کُند، پدر خوانده های آن به صراحت به ابراز مُخالفت با طرح مزبور برخاسته اند؛ موضعی که آقای مُتکی، وزیر امور خارجه مُلاها در جریان سفر خود به لُبنان آن را آشکارا بیان داشت و بی درنگ با هُشدار آقای سنیوره روبرو شُد که از او خواست پا را از گلیم خود فراتر نگذارد.

 

بُحرانی که جمهوری اسلامی برای عبرت آموزی طرفهای خارجی خود در کشاکش هسته ای به آن دامن زده است، تبدیل به دامی گردیده که به تدریج و با اطمینان، سرمایه گُذاری هنگُفت مُلاها - نه فقط - در لُبنان را طُعمه خود می سازد.

 

منصور امان 

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 و ساعت 13:59  
 پایداری کارگران اخراجی شرکت واحد

 

کارگران اخراجی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران روز شنبه 14 مرداد از ساعت 9 صبح در مقابل اداره کار شرق تهران تحصن اعتراضی نامحدود برپا نمودند.

 

کارگران شرکت واحد، این همایش اعتراضی را به دنبال سلسله اعتراضها، در رابطه با شرایط نامشخص کاری خود انجام دادند. حدود 180 کارگر شرکت واحد در پی اعتراضهای سال گذشته که توسط سندیکای واحد اتوسرانی تهران سازماندهی شده بود،  از کار اخراج شدند. تعدادی از این کارگران اخراجی به دنبال فشار و اعتراض به سر کار خود بازگشتند اما هنوز تعدادی از انها بلاتکلیف مانده اند. سعید تربیان عضو سندیکای شرکت واحد در این تحصن اعلام کرد که هنوز 55 کارگر اخراجی این شرکت در سرگردانی به سر می برند.

 

کارگران اخراجی شرکت واحد در 24 تیر یک حرکت اعتراضی در مقابل اداره کار و امور اجتماعی داشتند که منجر به دستگیری تعدادی از آنها شد. منصور اسانلو از فعالان سندیکای شرکت واحد همچنان در زندان به سر می برد. کارگران اخراجی شرکت واحد عزمشان را برای دستیابی به خواسته هایشان جزم کرده اند و به همین دلیل در تحصن اعتراضی روز شنبه، اعلام کردند که تا رسیدن به خواسته هایشان تحصن و حرکتهای اعتراضی خود را ادامه خواهند داد. بازگشت کارگران اخراجی به کار خود، آزادی منصور اسانلو و رفع فشار بر فعالان سندیکای شرکت واحد از مطالبات بر حق کارگران است که از آن پشتیبانی می کنیم.

 

زینت میر هاشمی 

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 و ساعت 13:57  
 صدای رسای هر ایرانی، علیه اقدامات جنایتکارانه رژیم

 

روز 7 مرداد، احمد باطبی که رژیم جمهوری اسلامی او را به خاطر دفاع از شرافت انسانی، متهم ردیف اول کوی دانشگاه شناخته، در منزل خود بازداشت شد. امروز (13 مرداد) او هفتمین روز اعتصاب غذای خود را در زندان مخوف حکومت ولایت فقیه می گذراند. خانم سمیه بیات، همسر آقای باطبی در مراسم گرامی داشت اکبر محمدی فاش کرد که مامورین اطلاعات او را در صورت هرگونه فعالیت برای آزادی همسرش تهدید به بازداشت کرده اند. روز گذشته نیز بازجوی احمد باطبی به پدر او احتمال صدور حکم 9 سال حبس برای این زندانی را داد. این در حالیست که آقای باطبی به پدر خود گفته است اعتصاب غذای خود را تا پای جان ادامه خواهد داد.

 

هنوز خون اکبر محمدی بر دستان دژخیمان خشک نشده که حکومت آستین را به قصد اقدام علنی دیگری در سرکوب مخالفان خود بالا می زند. آقای محمد محمدی، پدر اکبر محمدی در نامه ای از آثار شکنجه جنایتکاران و مزدوران رژیم بر پیکر فرزندش خبر داده و می گوید:"پیشانی او ورم کرده، دندانهایش از دهان بیرون زده، کاسه سرش شکسته و از ناحیه گلو تا شکم و همچنین پشت او پاره و دوخته شده. در هنگام شستن از ناحیه سر و گوشهای او خون می آمد".

 

رژیم ملاها تحت فشار جوامع بین المللی و اعتراضات مردمی در داخل و خارج از ایران، بی پرده چهره کریه و ضد انسانی خود را به نمایش گذاشته است. جمهوری اسلامی راه فرار از سرنگونی و فروپاشی حکومتش را در سرکوب و تهدید بیشتر و آشکار مردم و زندانیان سیاسی و دامن زدن به جنگ می بیند.

همچنان که تهاجم رژیم به حق زیستن انسانها شدت می یابد، وظایف انسانی مردم ایران در اعتراض به این جنایتها سنگین تر می شود. زندانیان سیاسی نمادی از مبارزه مردم ایران برای آزادی هستند و این وظیفه هر ایرانی و انسان عدالت خواهی است که در دفاع از آنان و برای نجات جانشان بکوشد. نباید این صدا خاموش شود. هزاران زندانی سیاسی در پیکار برای ایرانی آزاد و آباد و شایسته مردمانش به جوخه های مرگ رژیم سپرده شده و یا در زندانها بسر می برند. باید پرچم آنان را به دست گرفت و در دفاع از عدالت یک لحظه هم آنرا بر زمین نگذاشت.

 

احمدی نژاد اخیرا در نشست اضطراری سران سازمان کنفرانس اسلامی در مالزی  اسراییل را "یک رژیم در حال اضمحلال خواند و گفت:"اقدامات جنایتکارانه نمی تواند او را نجات دهد."

 

باید نشان داد که این حکم بیش از همه در مورد رژیم او صدق می کند.

 

لیلا جدیدی 

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 و ساعت 13:55  
 پلاتفُرمی برای دیدن "آخر دُنیا"

شورای امنیت سازمان ملل با دادن مُهلت یک ماهه به جمهوری اسلامی برای توقف فعالیتهای غنی سازی هسته ای اش، رهبران رژیم مُلاها را وادار کرده است با بُعد دیگری از نُکته پرانی محبوب خویش آشنا شوند. این واقعیت دارد که "شورای امنیت آخر دُنیا نیست" اما دست کم برای جمهوری اسلامی نهاد مزبور به پلاتفُرمی تبدیل شُده است که از آنجا می تواند "آخر دُنیا" را به خوبی ببیند.

رسیدن جمهوری اسلامی به این نُقطه، حاصل کوشش پیگیرانه آن در مُتحد کردن شُرکای اروپایی پُشت سر آمریکا و ایجاد همگرایی میان اعضای دایمی شورای امنیت است. قطعنامه اخیر، آیینه تمام نمایی از این واقعیت است که چگونه رژیم مُلاها در بازی هسته ای خود، یک پس از دیگری، کارتهای مطلوب کاخ سفید را از آستین بیرون کشیده است.

بازی ناشیانه و لو رفته ولی فقیه و سرگُماشته پرونده هسته ای او، آقای لاریجانی با آنچه که "بسته پیشنهادی اُروپا" نام گرفته، حتی برای دوستان کیسه گُشاد و آزمند "نظام" (روسیه و چین) نیز ترمیم پذیر نیست. از همین روست که آنان نیز با وجود ناز و اکراه مُشتری پسند قبلی، سرانجام نام خود را زیر سند الزام آوری نوشتند که مُمکن است گاو شیر ده آنها را به گوشت قُربانی تغییر کاربری دهد.

اکنون آقایان خامنه ای و لاریجانی می توانند تکیه بزنند و دستاوردهای ترفند لال بازی در برابر بسته پیشنهادی و پاسُخ به آن را بشُمارند. با استناد قطعنامه به بند 41 فصل هفتُم منشور سازمان ملل که اعمال تحریمهای اقتصادی و دیپلُماتیک را مد نظر قرار می دهد، مُهمترین موضوع اختلاف بین اعضای اصلی شورای امنیت یعنی، دامنه ی اقدامات بین الملی علیه فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی، حل شُده به نظر می رسد؛ زیرا بند 42 همین فصل که به عُنوان تکمیل کُننده بند قبلی و در صورت عدم موفقیت آن به صورت اتوماتیک روی میز قرار می گیرد، بر توسل به اقدام نظامی و استفاده از "نیروی هوایی، دریای یا زمینی" دلالت دارد.

اگر چه جمهوری اسلامی در آستانه راهرو کوتاه بین قطعنامه و بند 41 (تحریم) قرار دارد اما "آخر دُنیا"ی ماجراجویی هسته ای آن از همین جا نیز پیداست.

منصور امان

|+| نوشته شده توسط پیام در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 و ساعت 17:21  
 ولي فقيه رژيم آخوندي بر طبل جنگ مي كوبد
صبح امروز, خامنه اي ولي فقيه رژيم آخوندي, طي يك پيام جنگ افروزانه, تهديد به اقدامات تروريستي كرد و گفت« رژيم آمريكا بايد منتظر سيلي سخت و مشت كوبنده امت اسلامي باشد» و افزود آمريكا«ملتها را بر خود خشمگين تر و دنيا را براي خود نا امن تر» خواهد كرد.
خامنه اي جنگ افروزي كثيف و جنايتكارانه رژيمش را دجالگرانه دفاع از مردم لبنان و فلسطين قلمداد كرد و گفت« ايران اسلامي وظيفه خود ميداند كه در كنار همه ملت هاي مظلوم بويژه مردم عزيز لبنان و ملت مبارز فلسطين خواهد ايستاد». چيزي كه يادآور جنگ ضد ميهني رژيم آخوندي با عراق است كه به مدت 8سال با شعار دجالگرانه فتح قدس از طريق كربلا ادامه داد و بزرگترين خسارات انساني و معنوي و مادي را به مردم ايران وارد كرد.
روز گذشته آخوند احمد جنتي, دبير شوراي نگهبان رژيم كشورهاي مسلمان را به «هر نوع كمك بويژه كمك تسليحاتي» به لبنان فراخوند.
اظهارات خامنه اي هيچ ترديدي در اهداف شوم رژيم آخوندي براي به آتش كشيدن منطقه باقي نميگذارد و نشان ميدهد فاشيسم مذهبي حاكم بر ايران, مانع اصلي صلح و آرامش دراين منطقه از جهان است.
جامعه جهاني بايستي يك سياست قاطع در مقابل رژيم آخوندي اتخاذ نموده و به مقابله بلادرنگ با آتش افروزي و صدور تروريسم و بحران از سوي اين رژيم برخيزد همانطور كه رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران در ابتداي بحران جديد خاورميانه گفت : راه حل , خلع يد از رژيم ملايان در سراسر خاورميانه بويژه در لبنان و فلسطين و عراق توسط شوراي امنيت ملل متحد است.
تنها بازنده صلح در منطقه و دمكراسي در عراق, ديكتاتوري ديني حاكم بر ايران است. اين رژيم برخلاف دعاوي دجالگرانه اش, بيشترين ضربه را به مردم فلسطين و لبنان زده است.
مقاومت ايران, يكسال پيش, پس از رياست جمهوري احمدي نژاد, تصريح كرد, خامنه اي با روي كار آوردن يك پاسدار - تروريست به مردم ايران و جامعه بين المللي در زمينه سركوب داخلي و در زمينه هاي اتمي و عراق اعلام جنگ كرده است. در اين فاصله, ادامه سياست مماشات با ملايان و ادامه مذاكره و امتياز دادن به آنان, فرصت هاي زيادي براي رژيم آخوندها فراهم كرد.

دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران

 
11مرداد 1385(2اوت 2006 )

|+| نوشته شده توسط پیام در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 و ساعت 17:14  
 گزارشی از ناگفته های پیش از مرگ اکبر محمدی

در محاصره کامل نیروی انتظامی و امنیتی جسد کالبد شکافی شده ی اکبر محمدی دانشجوی زندانی پرونده کوی دانشگاه تهران در ده چنگه میان به خاک سپرده شد، خاکسپاری اکبر محمدی بر خلاف موافقت خانواده اش انجام شد.خانواده ی محمدی با مشکوک دانستن مرگ اکبر قصد داشتند جسد او را توسط پزشک بی طرف، با نظارت سازمانهای بین المللی کالبد شکافی شود، اما وزارت اطلاعات که برای پیشگیری از اعتراضات مردمی جسد اکبر محمدی را شب گذشته به آمل فرستاده بود، از این اقدام خانواده ی محمدی جلوگیری کرد.ساعت 2:30 بامداد روز سه شنبه 10 مرداد ماه جمعیتی بالغ بر 200 نفر از داغداران این مرگ جانگداز در محوطه ی شماره 1 فرودگاه مهرآباد تهران گردهم آمده اند تا پس از ورود پدر و مادر اکبر محمدی که از ترکیه عازم تهران بودند، به آنها تسلیت بگویند اما مقامات امنیتی با ترفند، پدر و مادر اکبر و منوچهر محمدی را پس از پیاده شدن از هواپیما بی درنگ از درب دیگر فرودگاه خارج کردند.ساعاتی بعد خبر رسید که پدر و مادر محمدی ها ، تحت الحفظ به زادگاه خود آمل منتقل شده اند تا آنها نتوانند به جمع استقبال کنندگان سرخ و سیاه پوش بپیوندند. اما با این وجود جمعیت داغدار حاضر در حیاط فرودگاه با در دست داشتن شاخه های گل و تصاویری از اکبر محمدی، در برابر دیدگان شمار زیادی از مقامات امنیتی و انتظامی برای دقایقی سرود ای ایران را سر دادند و با سر دادن جمله « درود بر محمدی» یاد این دانشجوی مبارز و مظلوم را گرامی داشتند.منوچهر محمدی برادر داغدار اکبر، ساعاتی پیش در تماس تلفنی از زندان با نویسنده ی این نوشتار، خبر داد که تا دقایقی دیگر از زندان خارج خواهد شد و به آمل عزیمت خواهد کرد. مقامات زندان اوین به او گفته اند این آزادی تنها 4 روز به درازا خواهد انجامید. همچنین منوچهر محمدی گفت : قرار است او را تحت الحفظ از زندان به آمل منتقل کنند.جمعه 13 مرداد ماه مراسم ختمی در منزل خانواده ی محمدی در آمل برگزار خواهد شد، منوچهر محمدی از همه هم وطنان دعوت کرد در این مراسم شرکت کنند.

اکبر محمدی شامگاه یکشنبه 8 مرداد ماه در دهمین روز اعتصاب غذای خود که مصادف بود با سومین روز اعتصاب غذای خشک اش جان باخت. پیش از مرگ، او که به دلیل وضعیت وخیم جسمانی اش و اعتصاب غذای خشک اش به بهداری اوین منتقل شده بود، در بازگشت از بهداری به دوستانش میگوید، فردی به نام مؤمنی در بهداری به او گفته بود: " اگر اینجا مثل سگ جان بدی،توجهی به تو نمی کنیم!" و این چنین او به بند 350 بازگردانده شد.گلویش گرفته بود، اصواتش نامفهوم به گوش همبندانش میرسید اما خیلی ها شنیدند که اکبر گفته :" هیچ کس برایم کاری نکرد!"او همچنین گفته بود، شب گذشته( شب پیش از مرگ) سکته کرده بود :"دکتر میگفت سکته را رد کردی پسر جان"

- این قسمت از روی مکالمات نویسنده این نوشتار با همبندان اکبر محمدی تنظیم شده است :

روی سینه اش داغ شده بود.میگفت: قلبم درد میکند. چیز خنکی بدهید، بگذارم روی قلبم. یخ میخواست. ضرر داشت، ندادیم به او. ناراحتش میکرد، یخ. بطریهای آب خنک آوردیم برایش. گذاشت زیر پیراهنش، روی قلبش. پس از دقایقی بطری اول خنکی اش را از دست داد. بطری دوم را گذاشتیم روی قلبش. پاهایش را مالش می دادیم. 20 دقیقه پای چپش را مالاندیم. پاهایش عینهو چوب خشک شده بود.تکان نمی خورد. آب در بدنش نبود. بدنش خشک شده بود. لبهایش خشکیده بود. ترک خورده بود.چشمانش کور سو میزد. نمی توانست جایی را درست ببیند. گفتیم اکبر جان دست بردار، بشکن اعتصابت را، داری خودت را می کشی. گفت: رژیم باید بداند که ما سگ نیستیم، انسانیم، کرامت داریم. خیلی ناراحت بود از دست مقامات بهداری. کاری برایش نکرده بودند. لحظه به لحظه حالش بدتر میشد. چشمانش سیاهی می رفت. به سختی نفس میکشید. یکهو دادش رفت به هوا. همه ی بچه ها آمدند بالای سرش.رنگش پریده بود.عضلاتش منجمد شده بود .نفسهایش به شماره افتاده بود. بردیمش بالا، روی پاگرد. برانکارد را گذاشتیم روی زمین، نفس آخر را کشید.نبض شریانش متوقف شده بود. داد زدیم، تمام کرد....از پارگرد 350 تا بهداری، 5 نفری زیر برانکارد را گرفته بودیم، دوان دوان رسیدیم به بهداری. گذاشتیمش روی زمین، چشمانش بازمانده بود. آرام نگاهمان میکرد.میدانستیم او رفته است اما چشمانش داشت یک عالمه حرف میزد با ما. لحظه ای بعد دکتر آمد بالای سرش. گفتیم دکتر اکبر از دست رفت. دکتر قلبش را ماساژ داد. بهیار دیگری آمد بالای سرش. کیسه هوای دستی را گذاشت روی بینی و دهانش. اکسیژن داد به او. لحظه ای بعد همه مان را از اتاق بیرون کردند.درها را بستند. مسئول شیفت زندان را صدا کردند. از بهداری تا بند می زدیم توی سرمان. رفت. اکبر رفت. رفت از دستمان. باورمان نمیشود.

كيانوش سنجري

|+| نوشته شده توسط پیام در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 و ساعت 15:46  
 اكبر محمدی در اثر شكنجه دو بار دچار سكته شد و در گذشت
سایت همبستگی ملی

بنا بر گزارشات رسيده از زندان اوين آقای اکبر محمدی زندانی سياسی و متهم رديف دوم در قيام کوی دانشگاه تهران (قيام 18تير) که 9 روز در اعتصاب غذا به سر می برد, شب گذشته با حمله قلبی در زندان اوين درگذشت.
مطابق گزارشهای تكميلی و موثق, روز يكشنبه 8 مرداد همه تلفن هاي اوين را قطع كرده بودند و اكبر محمدی كه 8 روز در اعتصاب غذا به سر می برد, خيلی ضعيف شده بود و او را به بهداری برده بودند و چند تن از مزدوران براي بازديد و بازرسی آمده بودند به بهداری كه گفته شد اكبر محمدی شروع به فحش دادن به خامنه ای مي  كند كه همان جا گفته شد دست و پايش را بستند و دهانش را هم چسب زدند و دراون حالت او يك سكته خفيف مي كند كه بعد می گويند او را از بهداری به زندان منتقل كنند. وی كه به سلول برمی گردد از دوستانش درخواست مي كند كه او را نظافت كنند كه در حال رسيدگی به او دچار سكته مجدد مي شود و ضمن آن كبود مي شود و تا رساندن مجدد او به بهداری علي رغم اين كه شوك هم به وی دادند اما فوت مي كند.

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه دهم مرداد 1385 و ساعت 18:24  
 درخواست تحقیق هیات مستقل بین المللی در مورد مرگ مشکوک آقای اکبر محمدی

مطلع شدیم آقای اکبر محمدی از رهبران دانشجویی در زندان اوین بطرز مشکوکی درگذشت. گزارشات حاکی از آنست که آقای محمدی در نهمین روز اعتصاب غذای خود که دو روز آخر آن خشک بوده است، پس از انتقال از بهداری به بند، دچار ایست قلبی می گردد. گرچه هنوز اطلاعات دقیقی از چگونگی قتل احتمالی آقای محمدی در دست نیست، اما این واقعیت که ایشان در زندان و در اعتصاب غذا درگذشته است، لکه ننگ دیگری بر پیشانی فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران است.

این واقعه تاسف بار همزمان با سفر یوشکا فیشر، از رهبران سابق حزب سبزهای آلمان و وزیر امور خارجه این کشور در دولت شرودر است. آقای فیشر در حالی به دیدار رهبران رژیم ایران می رود که نقض حقوق بشر در حکومت آخوندی به اوج خود رسیده است و بنا بر گزارشات دولت فعلی آلمان، رژیم ایران در آستانه دسترسی به تسلیحات هسته ای است. آقای یوشکا فیشر و رهبری حزب سبزهای آلمان از پیشگامان سیاست مماشات با رژیم فاشیسم مذهبی تحت عنوان گفتگوی انتقادی که برگزار کننده کنفرانس برلین در سال 2000 بوده است، یکی از مسئولین قتل و اعدام زندانیان سیاسی در ایران طی سالهای اخیر هستند.

حزب سبزهای ایران با ابراز تاسف عمیق نسبت به درگذشت آقای اکبر محمدی، خواستار تحقیق هیات مستقل بین المللی در مورد چگونگی این واقعه است و از احزاب سبز و مجامع حقوق بشری می خواهد که از طرح تحقیق هیات مستقل بین المللی حمایت کنند. حزب سبزهای ایران همچنین سفر آقای فیشر به تهران برای کم کردن بار فشار از روی رژیم آخوندی در زمانی که شورای امنیت تا پایان ماه اوت برای توقف غنی سازی وقت داده است را محکوم می کند. بدون شک اطرافیان ایرانی آقای یوشکا فیشر در آلمان نیز همدست چنین اعمال خجالت آوری هستند. درگذشت آقای محمدی در زندان و در اعتصاب غذا باید به طرف حسابهای داخلی و خارجی بفهماند که امید به سیاست مماشات و حل و فصل مشکلات با فاشیسم مذهبی بیهوده است.

حزب سبزهای ایران
9 مرداد 1385
|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه دهم مرداد 1385 و ساعت 14:40  
 

درست در نقطه ی اوج کوبیدن بر طبلهای اصلاح طلبی، ماجرای کشتار روشنفکران و نویسندگان از پشت دیوارهای بتون آرمه ای مخفی کاری های رژیم جنایتکار آخوندی بیرون زد و یک بار دیگر چهره ی ضدبشری ملایان حاکم بر ایران را به نمایش گذاشت . همان روزها ، مانند روزها و ماه ها و سالهای پیش از آن، کسانی که ماهیت تغییر ناپذیر این رژیم دد منش را شناخته بودند خطاب به مردم ایران و جهان به تکرار گفتند که فریب بازی اصلاحات را نخورند و در چنبره ی دام توطئه های رژیم نیفتند. اما عده ای رفتند و هنوز هم میروند.


زخمی که رژیم آخوندی در جریان کشتار هزاران زندانی سیاسی در مرداد ماه 1367 بر پیکر جامعه ی ایران زد هرگز التیام نخواهد یافت. نه با بخشش و نه با اتنقام و با صراحت میگویم و نه حتی با پیروزی قطعی آزادی خواهان و تحقق آرمان آن هزاران جانباخته . این زخم بر پیکر ملت ایران جاودانه خواهد ماند و هر روز و هر ساعت بر دلهای مردم این سرزمین نیش خواهد زد و سر باز خواهد کرد. باز هم نه برای بخشش و نه برای انتقام. تنها و تنها برای اینکه این مردم، چه امروز و چه فردا و چه در درازی بیکران زمان، فراموش نکنند که برای مبارزه با زشتی و پلشتی دست در دست زشت ترین و پلشت ترین لایه های اجتماع نگذارند و عنان کارشان را به دست مشتی بیمار روانی و دیوانه نسپارند.


از خرداد سال 1360 تا امروز لحظه ای خالی از تجربه ی دردناک وحشی گری و جنایتکاری رژیم آخوندی نبوده است. رژیم در برابر هر کنشی از جانب مردم کشورمان فقط یک واکنش نشان داده است: سرکوب تمام عیار . امواج این سرکوب حتی دامان اندرونی نشینان این جنایتکاران را هم گرفته و آنان را حد اقل از حبس و شکنجه و تبعید و بیکاری و خانه نشینی بی نصیب نگذاشته است. وقتی ملایانی چون منتظری و طاهری و اردبیلی و حتی خلخالی گرفتار غیظ و غضب این جنایتکاران می شوند، زمانی که یاران با وفا و صدیقی چون گنجی و عبدی و آخوند نوری و سروش و امثال اینها به صد روش مورد حمله و هجوم فیزیکی و روانی و قلمی قرار می گیرند ، حساب کسانی که مطالبات خود را از شیوه هایی جز سر خم کردن و تمکین نمودن پی میگیرند، البته گونه ای دیگر رقم میخورد.


دهها هزار شهید و جانباخته و هزاران زندانی عقیدتی که در سیاهچال های این رژیم ضد بشر و ضد آزادی انواع و اقسام شکنجه ها را متحمل میشوند اکنون یک پرسش را در برابر همه ی مدعیان حقیقی و مجازی آزادی خواهی و مبارزه با این رژیم قرار میدهند:

 
" چگونه می توان از شر این نکبت دیرینه سال خلاصی یافت ؟ "


اکبر محمدی را هم کشتند. یک زندانی دیگر قربانی شد تا پایه های بنای ستمگران حاکم بر کشوران سست نشود. پیشتر قرار بود ولی الله فیض مهدوی را بکشند. معلوم نیست چرا نکشتند. اجازه بدهید حرف دلم را بزنم. من باورم نمیشود که این جنایتکاران در اثر اعتراض های مربوطه، دست از اعدام فیض مهدوی کشیده اند. من نمیدانم اینها در سرهای مملو از خباثتشان چه میگذرد. پرونده ی زهرا کاظمی خبرنگار و عکاسی که علنا بدست این جنایتکاران بقتل رسید هنوز مفتوحست. پرونده ی قتل های زنجیره ای را کوشیده اند ببندند. وکیل بازماندگان قربانیان قتل های زنجیره ای چند سالست که در زندان بسر میبرد. تروریست های رژیم اینجا و آنجا و بی وقفه در پی شکار مخالفان ، از هر گروه و دسته و از هر قوم و قبیله ، هستند. هیچ کس از دست سرکوبگری های این رژیم در امان نیست . کار بجائی رسیده است که پرسش های اعتراض آمیز چند تا طلبه و همپالکی خودشان به آخوند رفسنجانی را هم تاب نمی آورند و اعتراض کنندگان را به حبس های دراز مدت و خلع لباس و تبعید محکوم میسازند تا دیگر کسی از این طایفه بخودش اجازه ندهد زبان به انتقاد بگشاید. تجربه های رفراندم و انتخابات آزاد و تغییر قانون اساسی رژیم و تبدیل ولایت مطلقه ب ولایت مشروطه هم که همگی دود شدند و به آسمان رفتند.


اکنون در آستانه ی سالگرد کشتار زندانیان سیاسی بفرمان صریح و مستقیم خمینی هستیم. دو هفته ای بیشتر از هیجدهم تیر ، سالروز هجوم پاسداران رژیم به خوابگاه های دانشجویان و سر کوب خونین اعتراض مردم بفرمان سه ریشه ی اساسی جنایت یعنی خامنه ای، رفسنجانی و خاتمی نگذشته است ، چند روز دیگر سالروز قتل عبدالرحمن برومند و دکتر شاپور بختیار بدست تروریست های اعزامی رژیمست. چند روز دیگر و چند روز دیگر و چند روز دیگر. کسی پیدا میشود بمن نشان دهد که از سیصد و شصت و پنج روز از سال و در اینهمه سال، کدام روز را سراغ دارد که با خون آزادیخواهان ایران بدست حکام ضد بشر حاکم بر میهنمان رنگین نشده باشد؟


اکبر محمدی را هم سر به نیست کردند. فردا نوبت کیست؟ پس فردا نوبت کیست؟ و در این میانه هنوز و همچنان عده ای پیدا میشوند که ما را به مدارا و کنار آمدن با این جرثومه های جهل و جنون جنایت فرا می خوانند. چرا باید با این رژیم مدارا کرد؟ چرا باید در برابر جنایتکارانی که در این بیست و هفت سال ثابت کرده اند که با مردم ایران و بخصوص با آزادیخواهان ، زبانی جز زبان زور و خشونت بکار نمی برند و شیوه ای جز زندان و شکنجه و اعدام در قاموسشان وجود ندارد ، باید سر تسلیم بزیر افکند و راه مجانبت در پیش گرفت.


در زیر چنین شرایطی مقاومت ، مقاومت قهر آمیز و حتی مبارزه ی مسلحانه حق مشروع و طبیعی مردم ایرانست. چرا باید بنشینیم و صبوری پیشه کنیم و دست روی دست بگذاریم تا شاید روزی و روزگاری این درخت نکبت ریشه کن شود. تاکی باید شاهد ربودن و شکنجه و قتل آزادیخواهان باشیم؟ نگذاریم حادثه کشتن اکبر محمدی در مورد آزادیخواه دیگری تکرار شود و جنایت رژیم آخوندی تداوم یابد.
آری ، در چنین اوضاع و احوالی مبارزه قهرآمیز حقانیت دارد . یادمان نرود که هیچ آزادیخواهی در پی انتقام کشی و کین توزی نیست و هیچ کس حق نداررد حق مسلم مردم ایران برای رویارویی قهر آمیز با نظام ضدبشری آخوندی را با برابر نهادن این قهر با وازه ها و مفاهیمی چون خشونت و انتقام و کین توزی و خونریزی ، مخدوش سازد .

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه دهم مرداد 1385 و ساعت 14:21  
 رژیم آخوندی اکبر محمدی را در زندان کشت
خبرگزاری مستقل زاگرس – ایناز

رژیم جمهوری اسلامی اکبر محمدی یکی از دانشجویان زندانی را که از سال 1378 در بازداشت های متعدد بود به قتل رساند. وی از چند روز پیش به این سو در اعتصاب غذا به سر می برد. پدر اکبر محمدی اعلام داشته است که پسر وی را با سم به قتل رسانده اند.

یک فعال سیاسی در این باره می گوید : « رژیم از این طریق بدون اینکه آنها را اعدام کند از بین می برد. با استفاده از هیاهوی تبلیغاتی راجع به موضوعات دیگر می خواهند بی سر و صدا مخالفان خویش را ناپدید سازند.»

وی می افزاید : « این رفتار رژیم نشان می دهد که تا زمانی که با جمهوری اسلامی مقابله به مثل نشود به جنایات خویش ادامه خواهد داد.»

او نتیجه می گیرد : « نامه نگاری و اطلاعیه دهی کاری را از پیش نمی برد باید سلاح بدست گرفت.»

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه دهم مرداد 1385 و ساعت 14:17  
 عفو خامنه ای شامل حال اکبر مُحمدی شُد
در پی برقراری آرامش گورستانی، جمهوری اسلامی شمشیر را از رو بسته است. با قتل تبهکارانه دانشجوی زندانی، اکبر مُحمدی، رژیم ولایت فقیه این سیاست را پُر رنگ در برابر دیدگان دُشمنان اصلی خود - مردُم ایران - گرفته است.

7 سال پس از آن که آیت الله خامنه ای مُجازات اکبر مُحمدی را از اعدام به 15 سال زندان تخفیف داد، گُماشتگان وی بر پروسه مرگ تدریجی این دانشجو، در مُناسب ترین زمان برای منافع "نظام"، نُقطه پایان گُذاشتند. اکبر مُحمدی که دوران "مُرخصی نامحدود" خود را می گُذراند، روز 19 خُرداد در حالی دوباره دستگیر و به زندان باز گشت داده شُد که حتی دوایر پزشکی دولتی نیز بر وخامت شرایط جسمانی وی و نامُمکن بودن نگهداری او در زندان مُهر تایید نهاده بودند. دستگیری مُجدد دانشجوی پیشین دانشگاه تهران که با محروم ساختن وی از داروهای حیاتی، انتقال به سلول انفرادی، ممنوع الملاقات نمودن و شکنجه همراه بود، جای هیچ گونه تردیدی پیرامون تصمیم قبلی دژخیمان جمهوری اسلامی مبنی بر قتل وی و سازمان دادن آن به جا نمی گذارد.

تفسیر خونسردانه این جنایت توسط پایوران رژیم ولایت فقیه که آن را با اعتصاب غذای اکبر مُحمدی توجیه می کُنند، رو خوانی مُشتاقانه پرونده خانُم زهرا کاظمی و توضیح علت مرگ وی با "بیماری قلبی" و بعدها "جسم سخت" است. وزیر دادگُستری کابینه نظامی – امنیتی و مُدیر کُل زندانهای اُستان تهران در حالی به این توجیه آویخته اند که خود هفته گُذشته خبر اعتصاب غذای اکبر مُحمدی در اعتراض به بازداشت و جلوگیری از درمان خود را تکذیب کرده بودند. همچنین آقایان کریمی راد و سُلیمانی مایل نیستند به یاد بیاورند که مسوولیت سلامت روانی و جسمانی زندانی تحت اختیار خود را به عُهده دارند و این شامل مُراقبت پزشکی در جریان اعتصاب غذا هم می شود.

صدور فرمان مرگ این دانشجوی اسیر، دور جدید سرکوب علیه دگراندیشان و مُخالفان که با دستگیریهای گُسترده و اتهام تراشیهای بی پایه به جریان اُفتاده را شاخص کرده است. زندانیان سیاسی و دستگیرشُدگان هفته های اخیر، هدف مُقدم و در دسترس سیاست مزبور و خشونت سازمان یافته دولتی به شُمار می روند.

منصور امان

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه دهم مرداد 1385 و ساعت 11:57  
 تبریک خانم رجوی بمناسبت تصویب قطعنامه شورای امنیت

خانم مريم رجوی, رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران تصويب اولين قطعنامه شوراي امنيت ملل متحد عليه رژيم آخوندی و ملزم كردن آن به توقف همه فعاليتهای مربوط به غنی سازی اورانيوم را به همه مردم ايران تبريك گفت و افزود اين قطعنامه يك قدم درست در راستای ممانعت از تحقق روياهای شوم آخوندها برای دست يابي به بمب اتمی است.

 
وي تاكيد كرد اكثريت قاطع مردم ايران با پروژه های اتمی رژيم حاكم بر ايران مخالفند. اين پروژه ها عليه مصالح ملی و تنها در راستای استحكام ديكتاتوری قرون وسطايی است كه مورد نفرت عموم مردم ايران می باشد.


خانم رجوی خاطر نشان ساخت پروسه سه ماه گذشته و ارائه امتيازها و مشوقهای جديد به رژيم آخوندی بار ديگر اين حقيقت را باثبات رساند كه اين رژيم با هيچ ميزان از مشوق و امتياز از تلاش برای دست يابی به بمب اتمی منصرف نخواهد شد چرا كه بمب اتمی را تضمين بقای خود و وسيله ای برای صدور بنيادگرايی به منطقه و تشكيل «حكومت جهانی اسلامی» ميداند.


رييس جمهور برگزيده مقاومت گفت تنها راه مقابله با خطرات فاشيسم مذهبی حاكم بر ايران برای صلح و آرامش در منطقه و جهان, اتخاذ يك سياست قاطع است. وی از شورای امنيت ملل متحد خواست, بی توجه به تهديدها و شانتاژ رژيم آخوندی, به اعمال تحريم های همه جانبه عليه اين رژيم مبادرت كند. هر گونه تعلل و تاخير در اين موضوع, تنها چيزی كه ملايان براي رسيدن به سلاح اتمی به آن نياز دارد, يعنی زمان, در اختيارشان قرار خواهد داد و منطقه و جهان را به فاجعه نزديك تر ميكند.

دبيرخانه شوراي ملی مقاومت ايران


9مرداد 1385(31ژوئيه2006 )

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 20:44  
 مقاومت ايران رژيم را مسئول مرگ اكبر محمدي ميداند

 

مقاومت ايران ضمن ابراز تاسف از مرگ مشكوك آقاي اكبر محمدي زنداني سياسي كه از 6سال پيش در زندان بسر مي برد, رژيم ضد بشري آخوندي و دژخيمان و شكنجه گرانش را مسئول مستقيم و تمام عيار اين مرگ فجيع مي داند. بنا به گزارشهاي رسيده از زندان اوين, روز گذشته شماري از شكنجه گران, دست و پاي آقاي محمدي را كه از چند روز پيش در اعتصاب غذا بسر مي برد, بسته و دهان او را چسب زدند و آنگاه به اذيت و آزار و شكنجه او پرداختند. متعاقبا براي جلوگيري از پخش خبر درگذشت او همه ارتباطات تلفني اوين را قطع كردند.


سردژخيم سهراب سليماني رييس زندانهان استان تهران امروز در مصاحبه با خبرگزاري حكومتي ايسنا اعتراف كرد: «روز گذشته اكبر محمدي... وضعيت جسمي اش كاملا خوب بود و بنا بدرخواست خودش و تشخيص پزشك بهداري ترخيص و به بند منتقل شد». اين اظهارات بخوبي نشان ميدهد كه علت اصلي اين حادثه شكنجه و اذيت و آزار دژخيمان بوده است.


كشتن و سر به نيست كردن مخالفان و زندانيان سياسي يك روش شناخته شده رژيم جنايتكار آخوندي است. رژيمي كه 120000زنداني سياسي را در سياهچالها و شكنجه گاههاي مخوف و قرون وسطايي به شهادت رسانده است.

 
مقاومت ايران اين واقعه دردناك را به خانواده آقاي محمدي و ديگر زندانيان سياسي تسليت ميگويد و مجامع و سازمانهاي مدافع حقوق بشر را به تشكيل يك هيات بين المللي به منظور تحقيق پيرامون اين حادثه و وضعيت ساير زندانيان سياسي فرا ميخواند. شمار زيادي از زندانيان سياسي در معرض اعدام و يا توطئه هاي مشابه قرار دارند. در فوريه گذشته رژيم ضد بشري آخوندي آقاي حجت زماني عضو سازمان مجاهدين خلق ايران كه 4سال در زندان بسر برده بود, اعدام كرد.

دبيرخانة شوراي ملي مقاومت ايران


9تير 1385 (31ژوئن 2006)

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 20:35  
 اکبر را کشتند ...


بیانیه گروهی از زندانیان سیاسی


اکبر محمدی دانشجویی زندانی در سال ۷٨ بازداشت گردید و دربازداشتگاه توحید بدترین شکنجه های جسمی و روحی را تحمل کرد و از همین بود که به اسطوره مقاومت شناخته شد و پس از آن به دلیل همین شکنجه ها از ناحیه ی کمر دچار بیماری حاد گردید به طوری که پزشکان در داخل کشور احتمال بهدودی وی را مردود دانستند.


پس از اینکه با گذراندن چند سال حبس، پزشکی قانونی اعلام کرد که اکبر محمدی توانایی ادامه حبس در زندان را ندارد و میبایست از زندان آزاد شود. اکبر محمدی به مرخصی نامحدود استعلاجی فرستاده شد اما علی رغم آگاهی مسئولین بر وضعیت جسمانی اکبر محمدی که خود عاملین آن بودند، حدود ۲ ماه پیش او را در منزلش در آمل بازداشت کردند و در کمال ناباوری به زندان بازگرادند. اکنون باید سران رژیم پاسخ دهند که چه کسی مسئول بازگرداندن وی به زندان است؟


پس از آن اکبر محمدی با نوشتن نامه ای به رئیس زندان خواهان آزادی خود شد و اعلام کرد در صورت عدم توجه به خواسته هایش دست به اعتصاب غذا خواهد زد. اما مسئولین زندان نیز بی توجه به وضعیت او تنها به تهدیش بسنده کردند که اگر اعتصاب کند به سلول انفرادی منتقل خواهد شد. و اکبر محمدی از روز ۱ مرداد ناچار دست به اعتصاب غذا زد.


هنگامی که پس از ۵ روز دچار تشنج گردید و به بهداری منتقل شد در آنجا نیز به دستور رئیس زندان او را به تخت با غل و زنجیر بستند و در هنگام بازدید نمایندگان حکومت از زندان، دهان او را نیز چسب زدند تا صدایی از او به گوش کسی نرسد. و در حالی که گفته میشد اکبر، شب گذشته دچار سکته خفیف قلبی شده بود او را به بند ٣۵۰ بازگردادند، در شرایطی که از ناحیه قلب به شدت احساس ناراحتی میکرد. و بالاخره جسم بیمار او بیش از این تاب نیاورد و شب گذشته در بند ٣۵۰ زندان اوین، محلی که ۷ سال از عمرش را تنها به خاطر آزادیخواهی در آن سپری کرده بود، دچار ایست قلبی شد و درگذشت.


ما زندانیان سیاسی و همبندان وی در نهایت اندوه، این ضایعه را به خانواده اکبر محمدی و به خصوص به همرزممان منوچهر محمدی تسلیت میگوییم و اعلام میکنیم اگر چه اکبر محمدی پس از ۷ سال دیشب درگذشت، اما او جاودانه شد و کسانی که عامل بازگشت اکبر محمدی به زندان بودند اکنون باید پاسخگو باشند.


و همچنین تاکید میکنیم، اکبر وصیت کرده بود در عزای او لباس سیاه نپوشید و عزاداری نکنید، ما نیز توصیه میکنیم در عزای اکبر شمعی روشن کنید.


و خطاب به مجامع حقوق بشر اعلام میکیم که پیش از این با نوشتن نامه ای در مورد وضعیت نابسامان اکبر محمد هشدار داه بودیم، و گفتیم که اگر به وضعیت او رسیدگی نشود، زهرا کاظمی دیگری خواهد بود اما دریغ که هیچ ارگان و یا نهادی در این رابطه اقدامی نکرد و فاجعه اتفاق افتاد.

اسامی زندانیان سیاسی:
۱. حشمت ا... طبرزدی
۲. دکتر ناصر زرافشان
٣. بیناداراب زند
۴. احمد باطبی
۵. بهروز جاوید تهرانی
۶. محمدرضا خوانساری
۷. مهرداد لهراسبی
٨. ارژنگ داوودی
۹. خالد هردانی
۱۰. امیر حشمت ساران
۱۱. ولی ا... فیض مهدوی
۱۲. اسد شقاقی
۱٣. خلیل شالچی
۱۴. افشین باایمانی
۱۵. سیامک پورزند
۱۶. هاشم شاهین نیا
۱۷. شاهین آریا نژاد
۱٨. شهرام پور منصوری
۱۹. جعفر اقدامی
۲۰. محمدرضا رجبی
۲۱. حیدرقلی سلطانی
۲۲. محمد نیکبخت
۲٣. ناصر خیراللهی
۲۴. ابراهیم مومنی

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 13:11  
 خیاط بحران در کوزه افتاده است

 

قطعنامه الزام آور شورای امنیت سازمان ملل متحد امروز دوشنبه مورد بررسی قرار می گیرد و در صورت تصویب رژیم ولایت فقیه یک ماه فرصت دارد تا کلیه فعالیتهای مرتبط با غنی سازی را متوقف کند والا پس از پایان مدت مذکور شورای امنیت اقدامات تنبیهی را در دستور قرار خواهد داد. متن این قطعنامه که مورد توافق کشورهای دارای حق وتو قرار گرفته است، چندین بار بازبینی شده و در نهایت امروز به رای گیری گذاشته خواهد شد.

 
در این مورد "ویتالی چورکین" نماینده روسیه می گوید: "اگر تهران همكارى نكند، شوراى امنيت بر اساس ماده‌ى ۴۱ از فصل هفتم منشور خود ابزار فشارى مانند تنبيهات را در نظر خواهد گرفت. اين ماده، مجازات‌هاى سياسى و اقتصادى را در نظر مى‌گيرد، اما نه كاربرد قهر را." باتوجه به فصل هفتم منشور سازمان ملل که به خطر افتادن صلح جهانی اشاره دارد می توان از هم اکنون حدس زد که تنبیهات سیاسی و اقتصادی از چه نوعی خواهد بود.


اما در واکنش به این موضوع آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه رژیم با تکرار حرفهای گذشته شتابان به میدان آمد و گفت: "اگر فردا قطعنامه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران صادر شود دیگر بسته‌ی ۵+۱ موضوعیت نخواهد داشت و این مسئله از دستور کار خارج خواهد شد." ظاهرن آصفی هنوز موضوع را بازی فرض کرده و به جدیت این تصمیم واقف نیست. زیرا تکرار عدم توقف غنی سازی از سوی او دیگر همپالکی هایش به مثابه موضوعیت نداشتن پیشنهاد کشورهای 1+5 است. زیرا این بسته هنگامی به او و رژیمش اهدا خواهد شد که غنی سازی را متوقف و از فعالیت برای ساخت بمب اتمی دست بردارند. با این حال آصفی در ادامه همین اظهار نظر می گوید: "در حال حاضر شرایط منطقه‌ بحرانی است و فکر می‌کنیم کسانی که در پی صدور قطعنامه‌ در شورای امنیت در رابطه با ایران هستند در پی بحرانی‌تر کردن اوضاع منطقه بوده و این رویکرد کمکی به حل و فصل مسایل منطقه نمی‌کند؛ ضمن این که منطقه را دچار مسایل بیشتری خواهد کرد." او با اشاره به بحران منطقه یعنی جنگ بین حزب الله و اسرائیل و تکیه بر آن به عنوان یک فرصت برای رژیمش اثبات می کند که پای رژیم در این بحران درگیر است و در صورت تصویب قطعنامه می تواند فتیله درگیری ها را بالاتر بکشد. از این واضحتر نمی شود دخالت و حضور رژیم در این بحران را نشان داد. اما با این همه طرف مقابل نیز سعی دارد از فرصت بدست آمده در لبنان بهترین بهره برداری را کرده و هرچه بیشتر رژیم را در این بحران غرق کند. زیرا در صورت بالا گرفتن بیشتر این درگیری بعید نیست که شعله های آن دامن حمایتگران حزب الله را نیز بگیرد. این چیزی است آصفی و رژیمش از آن وحشت دارند و سعی دارند با فرار به جلو ترس و وحشت خود را پنهان کنند. اما در پایان این اظهار نظر آصفی می گوید: "ما منتظر می‌مانیم تا ببینیم نتیجه‌ی فردای شورای امنیت چه می‌شود." این یعنی آصفی منتظر یک اتفاق است که شاید بتواند از این موقعیت سخت بیرون بجهد. زیرا ابتکار عمل از او و رژیمش گرفته شده است و وامانده در این بحران تنها می تواند دست به دعا بردارد.

جعثر پویه 

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 10:9  
  پاسخ افشا گرانه دکتر ناصرزرافشان به برخی سم پاشیها علیه زندانیان سیاسی

به قراراطلاعی که به زندان رسیده است ،هفته پیش یک خبرچین خرده پای اطلاعات جمهوری اسلامی به نام فخرآورکه اخیرا به علت نداشتن" بهره خدمتی" درداخل کشور او را به دبی وازآنجا به امریکا فرستاده اند ، همراه بایک ساواکی فراری که مجری یکی ازکانالهای تلویزیونی لس انجلسی به نام کانال یک است ، در پوستین من وتنی چند اززندانیان سیاسی دیگرافتاده اند.

 
قصد پاسخگویی به چنین کسی را ندارم زیرا از همان نخستین روزهایی که این فرد رابه بند زندانیان سیاسی فرستادند ،واکنش و تصمیم جمعی زندانیان خودداری از گفتگو و برقراری هرگونه رابطه بااین فرد ودو سه نفر دیگر از همپالگیهای او بود . امروز هم بگو مگوی من وسایر زندانیان با چنین عنصری موضوعیت ندارد.ودغدغه ها ومشغله های ذهنی ماهم چیزی سوای این افراد واین مسائل است. این فرد عاملی آبرو باخته است که جمع زندانیان سیاسی با مبارزه ای سرسختانه اورا به خارج اززندان ( تف) کرده اند و چون خارج اززندان هم ماهیت او را بر صغیر وکبیر روشن بوده و حنای او رنگی نداشته است ،به خارج کشورگسیل شده تاشاید بهره ای ازاوعاید شود.قصدم دراینجا روشن کردن چندنکته است: جریانی درخارج کشورکه نیرو وپایگاهی درجامعه ودرمیان مردم ندارد، اما امکانات دارد ومایل است درکنار جریانهای سیاسی دیگر، درزندان هم کسی یا کسانی راداشته باشد تاآنها به عنوان دستاویزی برای تیلیغ برای خود استفاده کند، به وسیله ایادی خود بادادن پول ومستمری به برخی مجرمین عادی قاچاقچیان وارازل اوباش نیازمند ، درزندانها \"یارگیری\" می کند و تصورش این است که با تبلیغ درمورد چنین عناصری در رسانه های برون مرزی که دراختیار دارد می تواند از اینان چهره های سیاسی بسازد، و بااین روش در کناردیگر جریانهای سیاسی داخل کشور، برای خود جریانی را بوجودآورد. این است که هرچند یکبار از طریق برخی از رسانه های برون مرزی وابسته به آن ، از وجود بعضی زندانیان سیاسی آگاه می شویم که در خود زندانها هنوز کسی از وجود آنها اطلاعی ندارد. رسانه های مزبور اغلب بااستفاده ازاسامی این افراد و حتی بااستفاده از برخی اسامی موهوم که وجود خارجی ندارند لیست می سازند وآنها را زندانی سیاسی معرفی و دائم درمورد آنها اخبار مجعول وخلاف واقع پخش می کنند. بدیهی است که این گونه اخبار واین گونه بدلی سازیها هم چهره زندانیان سیاسی رامخدوش می کند وهم به اعتبار رسانه های سالم وفعالیتهای خبر رسانی سالم آسیب می رساند .این جماعت ظاهرا بیرون از زندان هم چنین اقداماتی دارند. افرادی غیرسیاسی ، غالبا بی سواد یا کم سواد ، ازلحاظ اجتماعی وازده و بیکار بعضا معتاد با سوابق مشکوک راجذب می کنند یا در واقع می خزند تا از آنها لیست اسامی فراهم سازند. اما هرچند گاه که یکی ازآنان رابه خاطر تماس بادوستان رادیو و تلویزیونی خارج کشور یا مسئل دیگری از همین قبیل دستگیر می کنند وبه زندان می آورند، به دلیل همین خصوصیات شخصیتیشان و به علت فقدان انگیزه برای تحمل بازدداشت وزندان هرکدام هم که ازقبل عامل پلیس نبوده باشند،ظرف مدت کوتاهی به دامن پلیس می غلتند. چنین است که گاهی می بینید اینها از زندان مصاحبه هم می کنند.

 
\" گروه فشار\" چند نفری هم که طی سالهای اخیر معمولا دربند زندانیان سیاسی وجود داشته ازهمین عناصر به اضافه یکی دونفر از زندانیان اطلاعاتی ونظامی یا نیروی انتظامی که غالبا به خاطر اختلاف جاسوسی وامثال اینها می شوند، تشکیل می شده است. فخراور یکی ازاین عناصر است که درمورد او وسوابق وفعالیتهایش بعضی ازهم بندان ما ازجمله آقایان داراب زند و حجت بختیاری ، مطالب وتوضیحات مفصل تری را افشاء کرده اند . جمع زندانیان سیاسی که ازنمایندگان جریانات گوناگون تشکیل می شود این گروه کوچک راطی سالهای گذشته درداخل زندان فلج وبی اثر کرده است. اما درمیان جمع مذبور تامدتها این اجماع وجود داشت که بخاطر اجتناب ازتاثیر ناراحت کننده ای که برافکار عمومی دارد، حتی المقدور از طرح علنی این مسئله وافشای این جماعت چشم پوشی شود. اما ازآنجا ئیکه اقدامات این گروه فریب مردمی است که از درون زندانها اطلاعات درست ودقیق ندارند وگاه منبع عمده اطلاعات آنها رسانه های برون مرزیست وبه علاوه اینان اکنون خود وقاحت رابه جایی رسانده اند که علیه زندانیان سیاسی سم پاشی ولجن پراکنی می کنند به نظر می رسد افشاء آنان ضرورت بیشتری یافته است.
مردم در ایران بطورکلی نسبت به زندانیان سیاسی همدردی دارند وبدون توجه به گرایشهای سیاسی ومتفاوتشان ازآنان پشتیبانی می کنند ، زیرا دراین مورد پای یک حق عمومی ودمکراتیک یعنی حقوق زندانی سیاسی بدون توجه به عقیده اودرمیان است. ازاین رو این گونه رسانه ها که علیه زندانیان سیاسی سم پاشی می کنند باید به مردم توضیح دهند که دلیل دشمنیشان با زندانیان سیاسی چیست؟


ماامیدواریم رسوایی اخیر این جوانک ؛ که درنوع خود اولین مورد هم نیست برای آنان که درخارج کشورگمان می کنند سرنخ این عروسکها راآنان به دست دارند درس عبرتی شده باشد وبه آنها فهمانده باشد که اولا کار اجتماعی وسیاسی با این گونه بازیها ی بچه گانه وغالبا زیان بخش بسیار تفاوت دارد وثانیا مهره های سوخته ای از قماش فخرآور ، آبروباخته تر ازآن هستند که تقلای یک کانال تلویزیونی بتواند آنها رانجات دهد .به عکس مردم رادر مورد ماهیت خود اینگونه رسانه ها به تامل بیشتر وا می دارد .اما جنبه دیگر مسئله تشبث خنده آور برخی دلالان سیاست خارج امریکاا به عناصری ازاین دست است چیزی که به روشنی نشان می دهد آنان تاچه حد گیج وگول وبا شرایط این کشور بیگانه اند. استفاده ومهارت انگلیسیها دردوران آقایی وسرکردگی خود دریافتن واجیر کردن مزدوران بومی به مراتب بیش ازاینها وسیاستها یشان ، بسیار زیرکانه وپخته تر بود وچنان که گاه مزدورانشان پیش ازآنکه لو بروندیک عمربه بریتانیا خدمت می کردند. فرزندان امریکایی آنها دراین زمینه بسیار ناشی وبی استعدادند.
کلام آخر اینکه گفتنیهای مستند به مدارک درمورد این عناصر وفعالیتهای آنان بسیار است .ما چندان تمایلی به ادامه این بحث نداریم وامید واریم با همین تذکر مختصر برخی به خود آیند وحدود خود رانگاه دارند تا ناگزیر ازبازگو کردن بسیاری از \" اسرارمگو\" نباشیم .

دکتر ناصر زرافشان /زندان اوین 1/5/85

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 0:30  
 نظرسنجی برای همه جا تجویز می شود جز در نظام ولایت فقیه

خامنه ای از تصور این که «فقط یک روز » مردم ایران را آزاد بگذارد تا بتوانند نظرشان را در مورد جمهوری اسلامی بیان کنند، هراس دارد، طرح نظر سنجی را از زیر قبایش در می آورد و برای دیگران توصیه می کند. وی «نظر سنجی» را امری مثبت برای «امت اسلام» دانسته است. ولی فقیه در دیدار با چاوز رئیس جمهور ونروئلا، در حالی که رهبر حزب الله لبنان، دست پرورده سپاه پاسداران را یک چهره «محبوب»  در دنیای عرب و اسلام دانست، ادعا کرد «اگر امروز در هر یک از کشورهای عربی و اسلامی نظر سنجی انجام شود، ملتها قاطعانه طرفداری خود را از مقاومت حزب الله لبنان اعلام خواهند کرد.»

چاورز رئیس جمهور ونزوئلا، برای ترمیم دردهای کشور فقیرش به دنبال بستن قراردادهای اقتصادی به ایران می آید و خامنه ای این دیدار را فرصتی می داند تا با تاراج منابع کشور و برای حفظ نظامش یک امتیاز دیپلمانیک از  چاوز در مورد پرونده اتمی به دست آورد. 

اگر  «رهبر نظام» نظر سنجی را در مورد موجودیت ولایت فقیه قبول ندارد، می تواند در مورد حمایت از حزب الله لبنان به یک نظر سنجی تن دهد. بدون شک مردم ایران مخالف سیاستهای جنگ طلبانه، تحریک آمیز، مداخله گرانه رژیم در خارج از مرزهای ایران و به ویژه در مورد مردم فلسطین و لبنان هستند. خامنه ای با اعزام استشهادیون به لبنان و ارسال کمکهای مالی و نظامی به گروه حزب الله، مردم ایران را ناخواسته وارد ماجراهایی می کند که نه در آفرینش آن نقشی داشته اند و نه منافعی برایشان دارد.

 

این که خامنه ای هفته پیش اعلام کرد که «حزب الله خلع سلاح نخواهد شد»، پرچم حزب الله در مجلس ارتجاع پخش شد و پایوران رژیم برای ارایه رهنمود به عوامل خود به سوریه سفر می کنند، همه و همه بر مداخله جوئیهای رژیم ایران دلالت می کند که البته این سیاست به ضرر منافع مردم ایران که خواهان جنگ نیستند می باشد. از آن جا که ادامه حیات رژیم ایران در بحران میسر است، این رژیم تمایل دارد با ماجراجویی و بحران آفرینی، امنیت خود را تامین کرده و مانع تحقق خواست اصلی مردم ایران که سرنگونی رژیم و استقرار دمکراسی است شود.

زینت میر هاشمی

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 0:3  
 نه راه پس و نه راه پیش

لیلا جدیدی

رژیم جمهوری اسلامی که تصور نمی کرد ماجراجویی و بحران سازیهای او این گونه بیخ پیدا کند، اکنون از یک سو به تشویق حزب الله لبنان پرداخته و از سوی دیگر، دخالتهای خود را در امور لبنان حاشا می کند.

اگر چه برخی از خبرگزاریها از جمله روزنامه ی الحیات، چاپ لندن و السیاسیه، چاپ کویت سفر لاریجانی به دمشق، دیدار با سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله و تلاش او به تشویق در ادامه جنگ را گزارش کردند اما رژیم منکر این سفر و دیدارهای در پی آن شد.

 

رژیم ملاها بی تفاوت به جان مردم لبنان، فلسطین و اسراییل که طعمه جنگی خانمانسوز قرار گرفته اند، به خوبی آگاه است که جز خود، سوریه و رهبران گروه های تروریستی شریکی در منطقه برای آرزوی پیروزی حزب الله ندارد. از سوی دیگر، اسراییل قادر به ادامه جنگی طولانی نیست و شکست خورده هم از میدان بدر نخواهد رفت. بنابراین، شرایط برای حل و فصل بحران بیشتر مهیا است. با این حال جمهوری اسلامی به تشویق و پشتیبانی جنگ و پنهان کردن چهره خود در پس آن ادامه می دهد...این همه شگرد و حیله برای چیست؟

 

جمهوری اسلامی هم می خواهد وزنه ای در مذاکرات صلح آتی به حساب بیاید و هم موضوع پرونده هسته ای خود را در حاشیه قرار دهد.

 

میزان ناشیگری در این حسابگری به صورتی است که نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی هسته ای می گوید، جنگ در لبنان توجه جهانی را به برنامه هسته ای رژیم بیشتر جلب کرده است و "بحران لبنان حمایت ایران از حزب الله را برجسته کرد."

 

نتیجه ماجراجوییهای جنایتکارانه، درغلطیدن به بن بستی است که نه راه پس دارد و نه راه پیش!

|+| نوشته شده توسط پیام در شنبه هفتم مرداد 1385 و ساعت 2:10  
 بخشش از شما، فراموشیش با آلزهایمر

 بخشش از شما، فراموشیش با آلزهایمر( قابل توجه مسلمانان مومنی که بخشش جنایتکاران حاکم بر کشورمان را تبلیغ می کنند )
 

این روزها شاهدیم که اینجا و آنجا عده ای پیشقراول جا انداختن طرح بخشش حکام جنایت کار جمهوری اسلامی شده اند. البته بخشش عمل زیبایی بشمار می رود . ولی از کیسه ی خلیفه بخشیدن جای چندین اما و اگر دارد.


اجازه دهید قبل از هرچیز سراغ بزرگترین بخشنده ی شناخته شده برویم . فکر نکنم در نظر خداپرستان جهان ، از هر قوم وقبیله و پیرو هر دین و مذهب ، بخشنده ای بخشنده تر از خداوند آنها وجود داشته باشد. اما همین خدای رحمان و رحیم ادیان گوناگون ، بطرز انکار ناپذیر و فراموش نکردنی دستگاهی دارد بنام جهنم یا دوزخ . این دستگاه را هم فقط برای ترساندن بندگانش راه نینداخته است. یعنی اینکه کسی فکر نکند چنین دستگاه عریض و طویل فقط و فقط نقش لولوی سر خرمن را بازی میکند . خداوند این جهنم را ساخته است تا کسانی را که شایسته ی بخشیده شدن نیستند برای گرفتن کیفر روانه ی آنجا کند . این که مجازات شوندگان را برای زمانی کوتاه یا دراز در جهنم نگه میدارد و یا جاودانه دوزخیشان میکند در برابر امر اولیه که کیفر نام دارد از اهمیت چندانی برخوردار نیست. ممکن است عده ای بر این باور باشند که داور نهایی خداونست و پاداش و کیفر بندگان نیکوکار و بدکردارش را خودش سرانجام روزی با روانه کردن آنها به بهشت یا جهنم میدهد . بنابراین ما که موجودات ناقص و خطا کاری هستیم و ضریب ارتکاب خطا و اشتباهمان بسیار بالاست، بهتر است پاداش خوب و بد هر کس را به همان خداوندگاری واگذار کنیم که درکنار بهشت بخشندگی دستگاه مخوف و وحشت زای دوزخ کیفر را قرار داده است. اما این پیشنهاد آنجا دچار شکنندگی میشود که همین بندگان گنه کار پریشان روزگار و مومن به بخدا با فرمان های صریح پروردگارشان مبنی بر مجازات خلافکاران در همین جهان و بوسیله ی همین بندگان روبرو میشوند. این البته بجز مواردیست که خداوند برای مجازات دنیوی و نه اخروی بندگان خلافکارش در همین دنیا مستقیما وارد عمل میشود و با فرستادن سیل و صاعقه و زلزله و طاعون و وبا و صدها بلیه آسمانی و زمینی ، در روی همین خاک مقدمتا آنها را به سزای گناهانشان میرساند تا روز موعود به درک جهنم واصل کردنشان فرا رسد. جالب اینجاست که در چنین مواردی توبه و بازگشت هیچ گناهکاری را هم نمی پذیرد. مثلا طبق روایات مذهبی ، فرعون در آخرین لحظات و در حالی که داشت در دریای خشم خداوند غرق میشد، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق جل و علا بلند کرد . اما خداوند به فرشتگانش که در اطرافش جمع بودند و فرورفتن فرعون و ایل و تبارش در دریا را نظاره میکردند نگفت " یا ملائکتی قد استحیت من عبدی و لیس له غیری فقد غفرت له" یعنی که ای فرشتگانم من از بنده ام شرم میکنم در حالی که او جز من کسی را ندارد. پس قطعا او را می بخشم. اما خداوند در جواب استغاثه های فرعون سخن دیگری پیش میآورد و خطاب باو میگوید که اکنون برای توبه کردن بسیار دیر شده است . بزبان خودمانی یعنی این که بخشش بی بخشش. این موردی بود که خداوند برای مجازات خطاکار، نه در آخرت بلکه در همین دنیا، آستین بالا زد. اما نیک میدانیم که خداوند آنقدرها هم بیکار نیست که برای مجازات دنیوی خطاکاران همیشه خودش دست به کار شود و مسئولیت را از شانه ی خلیفگانش در زمین ، بردارد. راهکار مجازات خطاکاران در دنیا و بوسیله ابناء بشر را در احکام حد و تعزیر و قصاص با صراحت و قاطعیت ابراز داشته است که تقریبا در همه ی ادیان الهی وجود دارند . اکنون بد نیست از کسانی که پس از ادای دو رکعت نماز صبح و چهار رکعت نماز ظهر و باز هم چهار رکعت نماز عصر و سه رکعت نماز مغرب و بالاخره چهار رکعت نماز عشاء، بر پله ی اول منبر موعظه سوار میشوند مردم بلادیده و ستم زده ی ایران را با شعار " ببخش و لی فراموش نکن" ارشاد می کنند بپرسیم پس این همه احکام الهی مبنی بر مجازات و کیفر خطاکاران و گناهکاران بوسیله ی همنوعانشان و در همین دنیا برای این بوده است که در کوزه گذاشته شوند؟

جمشید پیمان

|+| نوشته شده توسط پیام در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 23:53  
 شکست کنفرانس رُم و موضع کوفی عنان

 

کنفرانس رُم که برای بررسی بحران لبنان تشکیل شده بود، با شکست مواجه شد. این کنفرانس در رسیدن به یک برنامه مشخص برای آتش بس ناکام ماند و در انتها با صدور بیانیه ای از طرفهای درگیر خواست که آتش بس برقرار کنند.
کنفرانس رُم درحالی به شکست کشیده شد که نه حزب الله و نه نماینده اسراییل در آن شرکت داشتند. در این کنفرانس که به ابتکار وزیران خارجه ایتالیا و آمریکا تشکیل شده بود، کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد، وزیران خارجه کشورهای اروپایی و نمایندگانی از سازمانهای بین المللی شرکت داشتند. شرکت کنندگان در کنفرانس توافق کردند که نیرویی بین المللی برای کمک به ارتش لبنان اعزام شود. این نیرو موظف به یاری ارتش برای تحت کنترل درآوردن کشور است. هر چند در بیانیه کنفرانس رُم به خلع سلاح حزب الله اشاره ای نشده است اما اصطلاح "یک کشور و یا ارتش" به معنی عدم تحمل نیروهای مسلح حزب الله و خلع سلاح آن است.


بنابه گزارش رادیو فردا، کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد در این کنفرانس گفته است:"اکنون که چارچوب عملکرد در لبنان را تعیین کردیم، باید به دولتهای منطقه رجوع کنیم و آنها را هم به نوعی در این داستان شرکت دهیم، به ویژه جمهوری اسلامی ایران و سوریه همکاریشان برای بازگرداندن آرامش و آغاز مراحل اعزام نیروهای صلح بسیار مهم است."

 
از گفته عنان چنین برمی آید که او وابستگی حزب الله به رژیم جمهوری اسلامی را می پذیرد، بنابراین باید موضع او در برابر دخالت رژیم ملایان در امور یک کشور دیگر و کشاندن آن به یک جنگ ناخواسته مشخص شود. او می خواهد پای رژیم را به عنوان یک دخالتگر در امور کشوری دیگر را به مذاکرات صلح آن کشور باز کند بدون این که دخالت آنها را محکوم کند. اگر یکی از وظایف سازمان ملل دفاع از حق حاکمیت ملی یک کشور و جلوگیری از دخالت بیگانگان در امور آن است، این پرسش در مقابل آقای عنان قرار دارد که چگونه می خواهد از حقوق مردم لبنان که توسط ارتش اسراییل و نیرویی وابسته به جمهوری اسلامی پایمال شده است، دفاع کند؟

 
به هرحال همچنان که روزنامه وابسته به بیت ولی فقیه جمهوری اسلامی یعنی، کیهان نوشته است:"این جنگ، جنگ ماست"، اکنون جمهوری اسلامی باید پاسخگوی نهادهای بین المللی در برابر دخالتهای خود در لبنان باشد. این رویه ای است که آمریکا در هزاره جدید برای پیشبرد جهانی سازی در پیش گرفته است. عدم توجه به حق حاکمیت ملی مردم دیگر کشورها و دست و پا کردن شریک برای دخالت نظامی در امور آنها شیوه دولت آمریکاست. همچنانکه پس از اشغال نظامی عراق، آمریکا رژیم جمهوری اسلامی را به عنوان یک شریک منطقه ای پذیرفته است و دخالتهای علنی آن را در عراق نادیده می گیرد. حال همین موضوع دارد از جانب کوفی عنان در لبنان تکرار می گردد. عنان در مقابل دخالت آشکار رژیم ولایت فقیه در لبنان سکوت می کند اما آنها را برای صلح به پای میز مذاکره دعوت می کند. کاری که در عرف بین المللی از سوی نهادی همچون سازمان ملل پذیرفته نیست.

جعفر پویه

|+| نوشته شده توسط پیام در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 0:52  
 موضوع محرمانه گرانی

 

در حالی که مُردم به جان آمده از تورم و گرانی هنوز در انتظار تحقق وعده سخنگوی دولت نظامی – امنیتی مبنی بر "مُعرفی عوامل پُشت پرده گرانی" هستند، مجلس شورای اسلامی به طور غیر علنی و در حریم امن دور از چشم آنها، جلسه ای را در این خصوص برگُزار کرد.

 

با توجه به این که در اطلاعیه مجلس مُلاها پیرامون جلسه غیر علنی خود، موضوع "حساب ذخیره ارزی" نیز به عنوان دستور کار در کنار "گرانیهای اخیر" عنوان شُده، به دُرُستی روشن نیست که بررسی بُحران تورُم و گرانی تا چه اندازه به طور جدی محور مُباحثات نمایندگان حکومت را تشکیل داده است.

 

روشن این است که تاکنون هیچ یک از دوایری که برای بررسی این مُغضل تشکیل شُده اند، گُزارشی از کار خود ارایه ننموده و حتی از تشکیل جلسات آنها نیز خبری نیست. در اواسط ماه گُذشته، رسانه های دولتی اطلاع دادند، به منظور "بررسی دلایل گرانیهای اخیر و جلوگیری از گرانی" کُمیته ای مُتشکل از اعضای کمیسون اقتصادی مجلس، وزرای اقتصادی دولت و رییس سازمان مُدیریت و برنامه ریزی ایجاد شُده است. تنها دو هفته بعد و بدون توضیح در باره عملکرد و سرنوشت کُمیته مزبور، آقای رابرت بیگلریان، عضو کمیسون اقتصادی مجلس مُلاها از تشکیل 3 کُمیته مُشترک جدید دولت و مجلس برای "مُبارزه با گرانی" خبر داد.

 

جلسه محرمانه روز سه شنبه مجلس که در آن وزیر اقتصاد، مسوولان وزارت بازرگانی و رییس بانک مرکزی شرکت داشتند، بیانگر آن است که کُمیته های مزبور نیز به تقدیر ناکام پیشینیان خود دُچار شده و در آرشیو اقدامات نمایشی حکومت مکان خود را یافته اند.

 

شاید با نگاه به تجربه های قبلی و پیشگیری از برانگیختن انتظارات است که آقای حُسین آفریده، یک نماینده مجلس مُلاها، پیرامون نشست غیر علنی مجلس تاکید کرده است:"اگر صد جلسه هم برگُزار کُنیم، گرانی حل نمی شود."

 

منصور امان 

|+| نوشته شده توسط پیام در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 0:50  
 رژیم ولایت فقیه سردرگُم بین چکش و سندان

 

اعلام پُرهیاهوی خودداری از امضای یک قرارداد مُهم خارجی توسط وزیر امور خارجه و تکذیب آن از سوی سُخنگوی همین وزارتخانه و سپس سُخنگوی دولت، بی گُمان بهترین نشانه از وجود ثُبات در سیاست خارجی جُمهوری اسلامی و تصمیم گیری آن بر اساس انگاشتهای تعمُق شُده به شُمار نمی رود.

هفته گُذشته، زمانی که آقای مُتکی اطلاع داد:"ایران فعلا قصد ندارد به هند گاز طبیعی بفروشد" و دلیل آن را به طور تلویحی عدم توافق بر سر قیمت مُعرفی کرد، در پس ژست از موضع قُدرت او به روشنی پیدا بود که دستگاه دیپلُماسی حکومت یک بار بیشتر فرار به جلو و به بیان دیگر، نذر روغن ریخته برای امامزاده "نظام" را پیش گرفته است. چه، یک روز پیشتر از این، وزیر امور خارجه مُلاها که برای سفر به هند و انجام گُفتُگوهای وعده داده شُده با همتایان هندی و پاکستانی اش چمدان به دست گرفته بود، ناچار شُد سفر اعلام شُده خود را لغو کُند. و این پس از آن بود که مقامات وزارت امور خارجه هند عدم تمایل خود برای انجام این دیدار را به آگاهی وی رساندند.

 

آقای مُتکی که در پی این تحقیر رسمی به گونه نامُوفقی تلاش کرده بود اطمینان طرف هندی را به دست بیاورد که رژیم اش در پی دستیابی به جنگ افزار هسته ای نیست و افزوده بر آن، ارتباطی با شبکه پاکستانی عبدالقدیرخان نداشته، سرانجام به سبک شناخته شُده رژیم مُلاها، از طریق اعلام طلبکاری به ترمیم خسارت وارده پرداخت.

 

جمهوری اسلامی توانست این موضع را فقط 5 روز حفظ کُند و آنگاه آقای آصفی را روانه کرد تا بدون مُلاحظه تاثیری که این زیگ زاگ سیاسی در ارزیابی هند و پاکستان از تنگناهای طرف مُعامله خود برجای می گُذارد، آن را با تاکید پس بگیرد.

 

رژیم ولایت فقیه بین چکش فشار خارجی و سندان بی تدبیری خود، به فلج دایمی دُچار شُده است. آقای مُتکی و شُرکا ریسک سردرگمی سیاسی و چاره جوییهای موقتی خود  همچون زمان-بازی با بسته پیشنهادی، بیرون کشیدن کارت حزب الله لُبنان و اینک پاندول میان انکار و اصرار بر سر صادرات گاز را به گونه مُستقیم از محل منافع همگانی مردُم ایران مُتقبل می شوند.

 

منصور امان

|+| نوشته شده توسط پیام در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 22:52  
 راهپیمایی اعتراضی کارگران

 

کارگران شرکت «ایران الکتریک» واقع در گیلان روز یکشنبه اول مرداد اقدام به راهپیمایی اعتراضی نمودند. کارگران معترض که خبرگزاری ایلنا تعداد آنها را 540 نفر اعلام کرد از محل کارخانه تا مصلی رشت، راهپیمایی کردند. این کارگران به عدم دریافت بیش از 3 سال حقوق و بلاتکلیفیشان اعتراض نمودند.
نه فتوای خامنه ای مبنی بر این که در شرایط بحرانی اعتصاب کارگران حرام است و نه وعده های دولت «مهرورزی» احمدی نژآد هیچکدام باعث نشده است که کارگران و مزدبگیران دست از خواسته هایشان بر دارند و سکوت را پیشه کنند. در رابطه با طرح خصوصی سازی که از طرف ولی فقیه اعلام شد کارگران قصد داشتند در روز 25 تیر اقدام به اعتراض کرده و مخالفت خود را با سیاست خصوصی سازی و نتایج مخرب آن که تا کنون روی زندگی آنها داشته است اعلام کنند. به دلیل شرایط  بحرانی فعلی به کارگران اجازه ای برای راهپیمایی و یا تجمع در روز 25 تیر داده نشد.  حرکتهایی مانند راهپیمایی کرگران شرکت «ایران الکتریک» و کارگران شرکت واحد و ... نشان دهنده اینست که برای اعتراض در مقابل شرایط موجودی که بر زندگی کارگران و مزدبگیران حاکم است احتیاجی به اجازه نیست.

زینت میر هاشمی 

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 1:45  
 نامه نگاریهای بی جواب

 

 

زمانی که احمدی نژاد بر کرسی رئیس جمهور ولایت فقیه نشست، یکی از سیاستهای ارتباطی خود را نامه نگاری با سران دیگر کشورها اعلام کرد. وی در اردیبهشت سال جاری در جمع خبرنگاران اعلام کرد که تصمیم دارد به سران همه کشورها نامه بنویسد. خاتمی در زمان ریاستش در سفرهای خود به کشورهای غربی، خود را با چهره ای خندان و با عباهای رنگارنگ با دیگر همکارانش متمایز کرد. خاتمی در خارج از مرزهای ایران طوری رفتار می کرد  که گویا او از کشوری نمی آید که در آن خشونت بیداد می کند و هر گلویی که صدای آزادی و مخالفت از آن بر آید را با گلوله سواخ سوراخ می کنند. او با بی شرمی تمام از گفتگوی تمدنها حرف می زد در حالی که تنها چیزی که حکومتش اصلا بدان پایبند نبود تمدن بود. اما این لبخندهای «ملیح» و لباسهای رنگارنگ آخوندی او نتوانست بر ماهیت پلید رژیم  در افکار عمومی جهان سرپوش بگذارد. احمدی نژاد به جای لبخندهای ملیح، سیاست نامه نگاری و نصیحت را در پیش گرفته است. در فضایی آشَفته و بحرانی یک باره فیلی هوا می شود و نامه ای از جیب احمدی نژاد برای بوش در می آِید. احمدی نژاد نامه دوم خود رابه  آنجلا مرکل صدر اعطم المان نوشت. روز شنبه 31 تیر رسانه ها خبر از نامه احمدی نژاد به شیراک رئبس جمهور فرانسه دادند. اما در این  نامه ها یک چیز مشترک است. نامه ها طوری نوشته شده  که گویا ایران «بهشتی» است که وظیفه رئیس جمهور آن دعوت دیگران به این بهشت است.

 

احمد پیش بین از مجلس رژیم روز شنبه 31 تیر گفت که این نامه نگاریها «بسیار ارزشمند» و «در تاریخ می ماند». وی عدم پاسخ سران کشورها به این نامه ها را «بی منطقی» آنها دانست. این نامه ها به درستی در تاریخ به عنوان تاکتیکهای دیکتاتورهایی که مانند کبک سر خود را در زیر برف کرده و دنیا را به «بهشت جهنمی» خود دعوت می کنند در تاریخ ماندگار خواهد شد. نامه احمدی نژاد به بوش با قصد تغییر فضا و به دست آوردن فرصت در رابطه با پرونده انرژی اتمی بود. شرایطی که احمدی نژاد به بوش نامه نوشت شباهت به شرایطی دارد که به صدر اعظم آلمان و رئیس جمهور فرانسه نوشته است. در هر دو زمان، پرونده اتمی رژیم در آستانه رفتن به شورای امنیت بوده است. این نامه نگاریها تظاهر به «صلح طلبی» است و همزمان احمدی نژاد فراموش نمی کند که در نامه های خود از لحن تهدید آمیز هم برای تحقق بخشیدن به سیاستهای ماجراجویانه اش استفاده کند.

 

زینت میر هاشمی 

|+| نوشته شده توسط پیام در دوشنبه دوم مرداد 1385 و ساعت 1:42